تبليغاتX
حريرخيال
 یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ

حلول ماه مبارک رمضان ماه خوب خدا بربندگانش مبارکباد

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 5:54 قبل از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

سال اصلاح الگوی مصرف

سال جدید را در همه زمینه ها و امور ، سال اصلاح الگوی مصرف می دانم

« رهبر معظم انقلاب»

          رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خويش، سال 1388 را سال تغییر و تحول در الگوی مصرف     ( سال اصلاح الگوی مصرف ) در همه‌ی زمینه ها خواندند و فرمودند که منابع كشور باید مدبرانه و عاقلانه مدیریت و مصرف شود. اشاره‌ی مقام عظمای ولایت به مدیریت صحيح مصرف حاوی این نکته مهم است که این مفهوم، به معنی مصرف نکردن نیست بلکه منظوردرست و بهینه مصرف کردن است. به تعبير معظم له انتخاب نام« اصلاح الگوی مصرف» يك شعار مهم، حياتي و اساسي است كه براي كشوري در حال توسعه چون ايران اسلامي، علي رغم بهره مندي از منابع فراوان و مواهب الهي، بدلائل مختلف اعتقادي، اقتصادي ، اجتماعي ، بين المللي و حتي سياسي، امري گريز ناپذير و لازم الاجرا بشمار ميرود.

          اصلاح الگوي مصرف، ضرورت جديدي نيست كه تابع شرائط موجود در سطح منطقه يا بين المللي باشد و يا براي مقطعي خاص و اهدافي كوتاه مدت مطرح گرديده باشد بلكه آيات و روايات فراوني در اين زمينه بعنوان آموزه ها و اعتقادات ديني وجود دارند كه ضمن تشويق و ترغيب و دعوت به برخورداري و تلذذ مناسب از نعمات و مواهب الهي (هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مِا في اهَرْضِ جَميعاً...* اوست كه تمامي آنچه در درون و روي زمين است براي استفاده شما آفريد.البقره - آيه 29 ) ، ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ * وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ *اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چيزهاى پاكيزه‏اى را كه خدا براى [استفاده] شما حلال كرده حرام مشماريد و از حد مگذريد كه خدا از حدگذرندگان را دوست نمى‏دارد * و از آنچه خداوند روزى شما گردانيده حلال و پاكيزه را بخوريد و از آن خدايى كه بدو ايمان داريد پروا داريد. المائده – آيات 87 و88 )، آدمي و جامعه را از اسراف و تبذير و آثار سوء ناشي از مصرف زدگي برحذر داشته و منع مي‌نمـايند و شخص و جامعه مسرف را دور از محبت خدا ... وَلاَ تُسْـرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْـمُسْرِفِينَ...*  ولى زياده‏روى مكنيد كه او  (خداوند) اسرافكاران را دوست ندارد الانعام- آيه 141 ) و ياران آتش و شيطان (... وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّار *ِو افراطگران            (مسرفين) همدمان (ياران ) آتشند الغافر- آيه 43 )، برخود ستم كننده و مستكبر ناميده و به واسطه گناه اسراف و تبذير ( با توجه به معصيت كبيره بودن آن) در زندگي فردي و جمعي ، عذاب الهي و هلاكت را به آنان وعده داده ( ...وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ* و افراطكاران را به هلاكت رسانيديم  الانبياء- آيه 9 )و سوء تدبير در امور معيشت و عدم رعايت اعتدال در مصرف و مخارج را همانند سپردن اختيار اموال به دست سفيهان قلمداد كرده ( وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَاماً وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا * و اموال خود را كه خداوند آن را وسيله قوام [زندگى] شما قرار داده به سفيهان مدهيد و[لى] از [عوايد] آن به ايشان بخورانيد و آنان را پوشاك دهيد و با آنان سخنى پسنديده بگوييد.  النساء - آيه 5 ) تا جائي كه اسراف در هركاري را ناپسند و غيرعقلاني ‌معرفي نموده و راه اعتدال و ميانه روي راه نجات و رستگاري دانسته ( وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا * و كسانى‏اند كه چون انفاق كنند نه ولخرجى مى‏كنند و نه تنگ مى‏گيرند و ميان اين دو [روش] حد وسط را برمى‏گزينند الفرقان- آيه 67 ) و  مسئوليت پاسخگوئي افراد را در قبال بهره مندي صحيح از نعمات يادآور مي شوند ( ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ*سپس در همان روز است كه از نعمت [روى زمين] پرسيده خواهيد شد.  التكاثر - آيه 8 )، ( إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا* در حقيقت ما آنچه را كه بر زمين است زيورى براى آن قرار داديم تا آنان را بيازماييم كه كدام يك از ايشان نيكوكارترند. الكهف - آيه 7 ).

         آنچه كه در فرهنگ اصيل اسلامي بعنوان معيار و ميزان اسراف و تبذير بيان گرديده است همانا تضييع و بيهوده انگاري نعمات الهي است لذا سوء مصرف فقط شامل افراط در مصرف و يا فقط معطوف به موارد خوردني و آشاميدني نشده، بلكه عدم بهره گيري و تعطيل گذاردن مواهب مادي و معنوي نيز بعنوان عملي ناشايست و نكوهيده محسوب گرديده كه خسران دنيا و آخرت را به همراه خواهد داشت( اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاحْجُبْني عَنِ السَّرْفِ وَاهِزْدِيادِ، وَقَوِّمْني بِالْبَذْلِ وَاهِقْتِصِادِ، وَعَلِّمْني حُسْنَ التَّقْدير، واقْبِضْني بِلُطْفِكَ عَنِ التَّبْذيرِ*پروردگارا! بر محمد وآل او درود فرست و پرده اي بين من و اسراف و افزون طلبي حايل كن و با در پيش گرفتن انفاق و ميانه روى، به زندگي من قوام بخش و راه هاي صحيح مصرف و اندازه گيري در معيشت را به من تعليم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بر كنار دار. صحيفه سجاديّه، دعاي 30 ) برقـراري عـدالت اجتماعي بعنوان بستر كرامت انساني مورد توجه خاص اديان الهي بوده و همواره يكي از اصلي‌ترين اهداف بعثت پيامبران بشمار ميرود ( لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ * به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند الحديد - آيه 25) ،آموزه هاي اسلام ناب محمدي همانقدر كه با استكبار بعنوان نماد اسراف سرستيز دارد ، استضعاف را شايسته انسان ندانسته و او را به آباد كردن فرامي‌خواند (... هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ * او شما را از زمين پديد آورد و به آبادي آن برانگيخت الهود - آيه 61  ) با نگاه اجمالي به سنت نامگذاري در آغاز هر سال توسط مقام معظم رهبري و  توجه به عناوين هر يك از آنها  كه تاكيد بر احياء فرهنگ غني اسلام ناب محمدي (ص) و تمسك به اركان اعتقادي آن دارد ، تدبير و انضباط در امور و پرهيز از مصرف بيهوده و اجتناب از فرهنگ منحط غرب در قالب مصرف زدگي، محتواي اصلي آنها تشكيل داده و اهميت چالش زاي اسراف و تبذير در راه توسعه و عدالت اجتماعي را بيان مي دارد.

 

سال

عنوان سال

ملاحظات

1373

تقويت وجدان کار و رعايت انضباط اجتماعي در همه امور

**

1374

رعايت انضباط اقتصادي و مالي از ريخت و پاش، اسراف و زياده روي در مصرف

*

1375

پرهيز از اسراف در استفاده از ثروت عمومي، منابع مالي و طبيعي کشور

*

1376

آراسته شدن ملت ايران به فضايل اخلاقي و توجه به معنويات

**

1377

پرهيز از اسراف ، رعايت صرفه جويي  و نيز پايداري برمواضع اسلامي و انقلابي

*

1378

سال امام خميني (ره)

**

1379

سال اميرالمومنين عليه‌السلام

**

1380

اقتدار ملي و اشتغال آفريني

*

1381

سال عزت و افتخار حسيني

**

1382

نهضت خدمت‌گذاري

**

1383

سال پاسخگويي سه قوه به ملت ايران

**

1384

سال همبستگي و مشارکت عمومي

**

1385

سال پيامبر اعظم (ص)

**

1386

سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي

**

1387

سال نوآوري و شکوفايي

**

1388

سال اصلاح الگوي مصرف

*

*عناويني كه مستقيماً به موضوع مصرف و رعايت انضباط در مصارف فردي و جمعي اشاره دارند.

** عناويني كه در صورت بررسي و واكاوي آن حتماً به موضوعي در حوزه اقتصاد و مصرف و دوري از اسراف و تبذير نيز خواهيم رسيد.

        ضروري ترين وظيفه هر اجتماع سالم كه خواهان برخورداري  واقعي از استقلال سياسي، فرهنگي و داشتن اقتصادي سالم و پر رونق ، پويا و موفق در عرصه‌هاي مختلف مي‌باشد، بهره‌مندي منطقي و حساب شده از اموال عمومي و سرمايه‌هاي ملي است.  برای تحقق چنین امری، بی شک باید در جهتی گام برداشت که ضمن كسب فایده‌ی بیشتر و مستمر و حداكثري افراد جامعه، برآيند حاصل از اين حركت، به كمـال مطلوب تري بیانجامد، كمالي كه هدف بعثت بوده و رضايت پروردگار را در پي دارد.

       عبارت « اصلاح الگوی مصرف» شعاري راهبردي است كه اگر به درستي مورد تعمق انديشمندان قرارگرفته و منجر به ارائه راهكارهاي علمي در حوزه هاي خرد و كلان عمليات اقتصادي گردد، بي شك بعنوان فرصتي آرماني ، بستر لازم جهت بروز و ظهور ايده‌هاي ناب اعتقادي منبعث از مكتب اسلام را فراهم خواهد نمود. مخاطب اين شعار راهبردي فرد يا گروه مشخصي نبوده و گستره خاصي را نيز بيان نمي نمايد بلكه دايره وسيعي از تك تك افراد، سازمانها، نهادها و روندها، روش‌ها و فرايندها را شامل مي شود كه وفاق عمومي را در قالب حركتي منسجم و فراگير مي طلبد، تا با ايجاد تعادل و ميانه روي در مصارف فردي و عمومي، ضمن افزايش توان ملي، خيل بركات الهي را به تبع اين حركت خداپسندانه، نصيب خود و آيندگانمان نمائيم.پس همـتي بايد كه اين شايســتگي انعام ماست.

نكته هاي قابل تامل :

        الف: در ديدگاه كلان فارغ از ماهيت و علت پيدايش سازمان‌ها و نهادهاي اجتماعي ، هر سازماني به عنوان يك موجود مجازي از عمده عوامل مصرف كننده محسوب مي‌شود كه جهت ادامه حيات و ارائه خدمات هرچند نامحسوس ناگزير از مصرف  منابع مختلف است و در نهايت اگر از عهده تامين منابع مصرفي خود برنيايد و يا خروجي آن تناسب مطلوبي با منابع ورودي نداشته باشديا به اصطلاح اقتصادي ارزش افزوده توليدات در قبال هزينه هاي پرداختي از توجيه پذيري لازم برخوردار نباشد محكوم به زوال  و نابودي است، لذا در هر سازمان پويا و موفق  مدیریت مصرف ، راهکار اساسی توجيه اقتصادي و ادامه حيات آن سازمان بشمار مي رود بنابراين اصلاح مستمر الگوی مصرف از عمده وظائف مديريت محسوب مي‌گردد.

          ب: افزايش مصرف غير متعارف (غير ضروري) از جمله معايب اصلي يك سازمان بشمار مي رود كه ناشي از وجود مشكل يا مشكلاتي در سازمان مي باشد و عوامل هدايت سازمان يا از آنها غافل مانده اند و يا اينكه خود در درك آن با مشكل مواجه مي‌باشند.

          پ: از سه گزينه ، ارزاني ، سرعت و صحت براي رسيدن به مورد مطلوب نظر، فقط ميتوان از دو گزينه بطور همزمان بهره جست. 

          ت: کارایی را "انجام درستِ کار" و اثربخشی را "انجام کار درست" تعریف می‌کنند. به بیان دیگر اثربخشی نشان می دهد که تا چه میزان از تلاش انجام شده نتایج مورد نظر حاصل شده است. در حالی که نحوه استفاده و بهره برداری از منابع برای نیل به نتایج، مربوط به کارآیی می شود،کارآیی جنبه کمی دارد و اثربخشی جنبه کیفی دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

ديروز و امروز

http://www.iran-newspaper.com/1380/800525/html/022794.jpg
یاد باد ، آن روزگاران ، یاد باد

ديروز الو!الو!يا حسين.آنجا جبهه است؟

امروز شماره مورد نظر در دسترس نمي باشد.عشق بي پاسخ the mobile set is off

ديروز خدا همراهمان بود

امروز تلفن همراه...

ديروز پلاک ها آدرسي از بهشت...

امروز همه آدرس ها گم

ديروز زنده باد بسيجي،بي حجاب محتاج نگاه ديگران است

امروز،نگاه زاده علاقه است،حجاب کيلو چند؟؟

ديروز،آهنگران/شجريان،صداي خاطره ها

امروز ،جنيفر لوپز،انريکو،شکيلا ،

ديروز آب و آينه و قرآن خدانگهدار

امروز،گود نايت ،باي باي

ديروز جبهه جنگ کربلا

امروز،بزن به سيم اخر،ديوونه شو مثل ما

             http://www.aviny.com/News/85/06/06/218417_orig.jpg            

ديروز،کربلاي 1،کربلاي 2،كربلاي3وكربلاي4

امروز؛50 ميليارد باد هوا ،خيالي نيست

ديروز ماشين اداره،بيت المال

امروز ،ماشين اداره ،مال البيت

http://www.ido.ir/myhtml/article/1387/m01/13870125035.jpg

ديروز ،پاي مصنوعي دستان نامرئي

امروز،اعتياد،هپاتيت آچ آي وي

ديروز ،نه شرقي نه غربي...

امروز،تئوري قرصهاي اکستازي

ديروز،سلام بر چشم هاي شيشه اي

امروز يک ميليون جراحي بيني ،لنز هاي رنگي

ديروز آژير قرمز،اضطراب هاي زرد،انتظار هاي سپيد

امروز،عشق هايي کز پي رنگي بود...

ديروز ،سفر به چزابه،از کرخه تا راين،بوي پيراهن يوسف

امروز،:توکيو بدون توقف:

ديروز ،انبوه جانبازان شيميايي

http://www.diareranj.ir/isar/546.jpg

امروز راديو فردا،موج بي بي سي

ديروز،غروب جمعه انتظار...

امروز،غروب شد باز خيالت به سرم زد

ديروز ،وضعيت زرد ،آژير قرمز ،خطر

امروز ،کمربند هاي لاغري بي خطر

ديروز ،عشق ايثار فداکاري

امروز، بي خيال بابا بيا پارتي

ديروز ، نخل هاي افسرده،زيتون هاي کال

امروز،سي دي جشن جديد استقلال

و امروزهنوزنسيم لبخند هاي بسيجي ما را به فردا اميد وار کرده است

http://rozeyeab.parsaspace.com/Shohada--(www.Rozeyeab.blogfa.ir).jpg


[ با شهدا: ]
+

با اجازه کربلائی عزیز از گفته هایت برای بربارتر کردن وبلاگ حریر خیال و آباد کردن این دل پر وبال بهره بردم.

 التماس دعا ـ عبدالله عریان 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

قرن 21

اینجا   ایرانِ قرن 21 است!!!

اینجا صدای آهنگهای پاپ لس آنجلسی و غرب زده آن قدر بلند است که فریادهای «حاج مهدی باکری» به گوش نمی رسد!!!

http://i42.tinypic.com/2e2i821.jpg


http://i8.tinypic.com/25jcis6.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   همه «حاج ابراهیم همت» را با اتوبان همت می شناسند!!!

http://www.sabokbalan.com/4images/data/media/3/haj-ebrahim-hemmat.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   بر دیوارهای شهر روی عکس شهید ، پوستر تبلیغاتی می چسبانند!!!

http://www.rasekhoon.net/uploads/shohada14/shohada1411.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   نام شهید را برای اینکه بچه ها خشونت طلب و جنگ طلب بار نیایند از کوچه ها برداشته و نام نگین و جاوید می گذارند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا ستارگان درخشان هالیوود آنقدر زیاد شده اند که دیگر کسی ستارگان پرفروغ کربلای ایران را نمی بیند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دیگر شهدا زنده نیستند و در پیچ و خم های عصر ارتباطات، به خاک سپرده شده اند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دیگر کسی نمی خواهد گمنام بماند، همه به دنبال کسب نام هستند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   جانبازان موجی را از اجتماع دور نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!!!

http://i36.tinypic.com/35lumus.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   خرمشهر دیگر خونین شهر نیست، خرمشهر دیگر 36 میلیون جمعیت ندارد!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   کسی نمی داند، مهدی باکری در وصیت نامه خود از خدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دشمن در خانه های ماست، دیگر کسی حاضر به نبرد با دشمن نیست!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   کسی نمی خواهد با صدای الله اکبر، لرزه بر تن دشمن بیاندازد!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   در پناه میز هستیم، دیگر کسی پشت خاکریز پناه نمی گیرد!!!

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/6/28/16861_774.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   جانباز شیمیایی، به خاطر نداشتن پول، در بیمارستان پذیرش نمی شود و شهد شهادت می نوشد!!!

http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/05/gw318h239.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   کسی نمی داند، شب عملیات خیبر حاج مهدی باکری، برادرش حمید باکری را جاگذاشت و رفت!!!

http://tinypic.com/hs6d1d.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   کسی نمی داند، مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری را داشت!!!

http://www.navideshahed.com/attachment/1387/05/122630.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   کسی نمی داند، تکه های پیکر شهيدي را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   روسری ها هر روز کوچکتر می شود و مانتو ها هر روز کوتاهتر و تنگتر!!!


http://i3.tinypic.com/wwfabm.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دخترها پسر شده اند، پسرها دختر شده اند، مردان بی غیرت شده اند، زنان بی حجاب شده اند!!!

http://tinypic.com/m77xc3.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دیگر کسی، احترامی برای چفیه شهدا قایل نیست!!!

http://farm4.static.flickr.com/3080/2843829866_ebe2134ba6.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   دعای عهد را فراموش کرده ایم، زمان ندبه و سمات را گم کرده ایم!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   برای زیبا سازی شهرها، میلیونها هزینه می شود

http://www.dorcd.com/s1191577542.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   در هر کجای این سرزمین خونین اسلامی، حقیقت به مسلخ مصلحت می رود!!!

http://i40.tinypic.com/2h4vng4.jpg

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!!

اینجا   ایران قرن 21 است!!! 


[ با شهدا: ]
+

آیا کسی هوای کربلا دارد هنوز؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 
اینهم متن آگهی سایتشه :

بلاگر گرامی ؛ ضمن خوش آمدگویی , شما هم اکنون در بخش ویژه مسابقه بزرگ و کشوری تبیان زنجان در موضوع آزاد فرهنگی - دینی هستید. با توجه به قوانین جشنواره و نیز یکپارچه نمودن وبلاگ های ثبت نام شده در جشنواره شما دوست عزیز باید با استفاده از لوگوهای زیر در ستون های جانبی وبلاگ خود و یا هر بنر مشابه به سلیقه شخصی خود , نماد جشنواره را برای اطلاع دیگر دوستان و بازدید کنندگان وبلاگ خود اضافه نمایید . برای دریافت کد هر بنر کافیست از کد کنار هر بنر استفاده نمایید .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 8:36 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

قرارمان در روز تندر، سرساعت عشق ، كنار آستانه محبت ، آنسوي انبوه شقايق ،آري كمي آنسوتر از پرچين مواج خيال، شاخه نسترن دردست با پاي افزاري از جنس اميد در نگاهي سبز به زبان انتظار، آمدنت را دلداري ميدهم به تن برگي‌ام، كه اينك ترنم باران ميخواند چكامه‌هاي طراوت را، بوي خيسي خاك ميگيرد گيسوان تمنايم، عطشم لب ميگشايد به جوانه‌هاي رستن و باليدن،پرگشوده به سمت طلوع، قامتي ميسازم از رنگين كمان ، كه دستان كوچكي ،شادان ، ايستاده بر سرانگشتان وصال ،گيردم در دست، نرم و آرام بشويد تنم را با شيريني لذت ،لذت از گازي مهيج، بر تن سيبي درخشان . خدايا همچنان شكرت باد

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

بسم الله الرحمن الرحیم   -  کلید راهیابی به  هفت گنج

الحمدلله رب العالمین گنج نعمت ـ  نصیب سپاس کنندگان و حامدان

الرحمن الرحیم  گنج رحمت ـ   بهره امیدواران

مالک یوم الدین  گنج عدالت ـ قسمت خائفین

ایاک نعبد و ایاک نستعین  گنج عصمت ـ ذخیره و پس انداز متوکلین 

اهدنا الصراط المستقیم  گنج هدایت ـ  بهره طلب کنندگان

صراط الذین انعمت علیهم  گنج ولایت ـ حصه آشنایان

 غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین گنج هیبت ـ  از آن بیگانگان

 

                          برگرفته از ماهنامه علمی علامه – دفترششم – بهمن 1363 -التماس دعا

   

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:52 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 
سلام دوستان

بهار سال ۸۸ را تبریک میگویم شرمنده که دیر آمدم ولی نگران نباشید زود می روم ُ خوش باشید و ژیروز در کسب فضائل انسانی و نیل به اهداف الهی - ملتمس دعای همیشگی     

                                                                                                     عبدا... عریان

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

بنام خدا

لحظه لحظه بی قرار آمدنت هستیم

ملت شريف و مسئوليت شناس ايران بارديگر به نام خدا به ميدان آمدند و با همت و هوشياري خود همه ترفندهاي شيطاني و حجم سنگين جنگ رواني دشمن را درهم شكستند و نشان دادند كه انقلاب اسلامي زنده است و با گذر زمان بالنده تر مي شود.   مقام معظم رهبری - ۱۳۸۶/۱۲/۲۵

 

      سال 1386 ، سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی در حالی رو به اتمام است که به برکت ایمان اسلامی ، اتحاد کلمه ، امید و عزم ملی ، نظام مقدس جمهوری اسلامی بر بسیاری از موانع موجود در راه تحقق اهداف عالیه خود فائق آمده و با کسب توفیقات سياسي ، علمی ، اقتصادی و فنی ، چشم اندازی زیبا از آینده ای روشن را  فرا روی امت همیشه قهرمان ایران اسلامی ترسیم نموده است . سه دهه پیش  که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به خواست الهی و تحت هدایت و رهبری  های پیامبر گونه حضرت امام خمینی (ره) و همت والای مردم مومن و خداجو پا به عرصه وجود  نهاد ،  کسی انتظار نداشت که این نهضت اعتقادی سیاسی در زمانی اندک تبدیل به جوهره تمامی حركت های اصیل  و اقدامات حق طلبانه بین المللی شده و پایگاهى براى جهش به سوى طاغوت ستیزى و کفرزدایى جهانی گردد، پایگاهی که اساس آن در واقعه غدیر پی ریزی شد و حماسه عاشورا آن را ترسیم نمود و آموزه های رسیده از چشمه فیاض سلسله مطهر امامت شیرازه آنرا مستحکم و وجود نازنین صاحب الامر آن را تا روز موعود بیمه کرد.

       ناكامي تلاشهای اخیر جبهه کفر در استفاده از شگرد استحاله فکری فرهنگی ، بمنظور تیشه به ریشه شجره تنومند عزت و استقلال میهن اسلامی زدن و انقلاب را از مسیر رشد وتعالی بازداشتن و به تبع از آن سرکوب نمودن حرکتهای ظلم ستیز در سطح جهان و فراز و نشیبهای فراوان و فتنه های بزرگ و کوچک در طول این سه دهه و برون رفت مقتدرانه و سرافرازانه ایران اسلامی از این امور که هریک به تنهائی برای شکست یک جنبش انقلابی کافی بود ، باور تحلیلگران جهانی را در خصوص ايران دچار نوعی سردرگمی توام با تحیرکرد ، چرا که برون داد ایران اسلامی تحت تمامی فشارهای تهدید آمیز و تحدید کننده ورای آن چیزی بود که انتظار می رفت. تسلیم ، تغییر و یا سازش با اربابان زر و زور و تزویر، سه مقوله ای بود  که انجام آن واکنش طبیعی در این جریان بشمار میرفت اما پایداری و مبارزه مقتدرانه با مظاهر ظالمانه حاکم بر روابط بین الملل  و ماجرائی نظیر دستگیری و عفو وآزادی کریمانه ملوانان متجاوز بيگانه و افزایش جایگاه سياسي ، علمي، فني و اقتصادی ایران در سطح جهانی  ، ياس دشمنان پس از راهپیمائی عظیم 22 بهمن و انعكاس حضور باشکوه مردم در حوزه های انتخابات مجلس هشتم توسط رسانه های جمعی طی سال 86  ، تماما پاسخ های دندان شکنی بودند که بر اساس غیرت دینی و عزت ملی به دشمنان تا بن دندان مسلح داده شد و این همه نشان از هویت مستقل انقلاب اسلامی ایران و ایرانیان غیور داشته و دارد ، هویتی که زمينه را براي ظهور و رشد استعدادها و خلاقيت‌های نهفته در نزد ايرانيان به خصوص جوانان  این مرز و بوم را فراهم ساخت و جهان  را با امواجی مبهوت کننده  از هوش و توانائی ایرانی مواجه نمود . امواجی که به مدد آموزه های انسان ساز اسلام ناب محمدی(ص) نوید دهنده پایان عصر ترجمه و تقليد کورکورانه از تابوهای ويرانگر اندیشه غربی است ، چنانکه حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله) رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال «نوآوری و شکوفایی» نامیدند و تصریح کردند: «« امسال باید فضای نوآوری، کشور را فرابگیرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گیری از امکانات مادی و معنوی، کارهای نو و ابتکاری و راه های میان بر را در سایه مدیریت صحیح، تدبیر درست و حکمت در فعالیت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره این تلاش ها شیرین شود »» تا بخواست خداوند منان چهره پرصلابت همراه با اقتدار ملت ایران اسلامي موجبات افزایش دلگرمی و امید دوستان  و یاس و ناکامی دشمنان را فراهم نماید.    

       تقارن آغاز ولایت صاحب الامر (عج) با بهار طبیت و ربیع میلاد رسول ختمی مرتبت و ولادت با سعادت رئیس مذهب جعفری همگی نشان از این دارد که سال 1387 سالی مملو از نعمات و برکات الهی خواهد بود سالی که ثمره شیرین پایداری و مقاومت در مقابل جبهه استکبار همانا افزایش توان بازدارندگی و نیل به اهداف عالیه انقلاب اسلامی ایران و نهایتا در اقتدارمادي و معنوي  ملی تجلی و نمود پیدا می کند اقتداری که حاصل آن خشنودی خدا و رسول و پیروزی حق بر باطل خواهد بود و بي جا نخواهد بود که بگوئيم : مبارک باد بر شما صبح صبوری برشب های تاریک. انشاءالله

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 9:43 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 
آه باز محرم

 باز شکست زمان

باز خواب غفلت مکان

باز شیون یا لیتنی کنت معک

باز نشسته بر در توبه و آستانه نیاز

باز داستان وفا

باز قصه قوم جفا

باز اشک دل و دلبری 

باز خون چکیده از پیشانی خنجر

باز خطبه حنجر

باز یک نگاه و

یک عمر غبطه

باز آرزو  و باز آرزو و باز آرزو

که

ای کاش بودم و  ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 
 

عید سعید

غدیرخم

روز تجلی امامت مطلق

برهمگان مبارکباد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

بسمه تعالي

فرماندهي معظم كل قوا :

قدرت و هوشياري ارتش به ملت امنيت داده است احساس امنيت و آسودگي خاطر زمينه ساز پيشرفت مادي و معنوي هرملتي است و امروز ملت ايران به واسطه نيروهاي مسلح قدرتمند و هوشيار خود ، از چنين احساس شكوهمند ملي برخوردار است.

 صبحگاه مشترك دانش‌ آموختگي دانشگاه‌هاي افسري ارتش- آبان 86

 

        واژه امنيت مفهومي زيربنائي است كه در مسير تحول و تكامل فردي و اجتماعي  انسان و جامعه و پيدايش و فروپاشي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها نقش بسزائي داشته و دارد حوزه كاربرد اين واژه بقدري وسيع و گسترده است كه شايد اغراق نباشد بگوئيم هيچ مقوله‌اي در جهان آفرينش اعم از امور مادي و معنوي يافت نمي شود كه خارج از شمول آن قرار بگيرد حتي پايه‌هاي تفكر ديني بر اساس اعتقاد و ايمان به يك منبع لايزال از قدرت و توانائي شكل گرفته است كه آدمي درسايه آن ميتواند از بلايا و آسيبهاي پيش رو  مصون و در امان باشد  بر همين اساس، نگرش الهي به واژه امنيت و ساير مشتقات آن بعنوان نظريه راهبردي در مقابله با انواع تهديدات  كاربردي مقدس ميابد كه با تعاريف ارائه شده از طرف نظريه پردازان مكاتب غير الهي تفاوت ذاتي و ماهوي دارد چرا  كه جهان بيني مادي در گرايش‌هاي مختلف آن همواره امور دنيوي را پايه و اساس تعريف امنيت قرار داده و هر از گاهي تعريف جديدي از امنيت و گستره آنرا ارائه ميدهند كه در اين تعاريف سطح  و ميزان برخورداري از عناصر سخت افزاري، شاخص اصلي تبيين مفهوم امنيت در عرصه‌هاي داخلي ، منطقه‌اي و بين المللي محسوب گرديده  و مسابقه كسب قدرت سخت افزاري را در اشكال و انواع گوناگون كه هدفي جز تسلط بر ديگران را ندارد به راه مي اندازد و با اين نگاه است كه جبهه استكبار جهاني به سركردگي امريكا، پروژه سياست تحريم و اعمال برخي محدوديت‌ها را عليه پيشرفت ايران اسلامي در عرصه‌هاي مختلف و  مقابله با نقش تاثيرگذار  آن بر تحولات منطقه‌اي و جهاني كه در تعارض با طرح‌هاي مورد نظر استكبار جهاني ميباشد بعنوان بهترين راه‌كار قلمداد نموده و با اصرار فراوان ساير شركا و حتي رقباي هم مسلك خود را به اجراي هرچند ناقص اين سياست ترغيب مي‌نمايد تا جائيكه از سر استيصال و ترس از تجديد و تشديد شكست‌هاي سياسي چند ساله اخير ، تحريم‌ها و محدوديت‌هاي مورد نظر خود را به سمت نهاد ها و موسسات داخلي ميهن اسلامي سوق داده و با روش دروغ پردازي معمول در رسانه‌هاي جمعي وابسته اش ضمن استفاده از برچسب پوسيده حقوق بشر، توسعه دموكراسي،  ، مقابله با تروريسم و حاميان آنها، نهاد ارزشمندي همچون سپاه پاسداران و تعدادي از بانكها و برخي از موسسات تحقيقاتي و پژوهشي داخلي ايران را در فهرست سياه قرار داده و  سعي در كتمان حقيقتي بنام ايران مقتدر اسلامي دارد ، حقيقتي كه قدرت و توانائي‌هاي بالقوه و بالفعل آن در عرصه‌هاي گوناگون آزموده شده و به حول و قوه الهي  سربلند و عزتمند بيرون آمده است عزتي كه در برابر بلوف‌هاي سياسي و تهديدهاي هاليوودي رنگ نباخته و هوشمندانه و مقتدرانه آمادگي پاسخگوئي مبهوت كننده‌ به هر ديوانه سنگ اندازي را دارد پاسخي كه انگشتي را براي دشمنان باقي نخواهد گذاشت تا به دندان حيرت بگزند.

       تحليل و ارزيابي حاصل از فضاي فكري ايجاد شده در سطح جهاني به بركت انقلاب اسلامي ايران و توسل و توكل امت ميهن عزيز به درگاه احديت و فرمانبرداري از منويات مقام ولايت و فرماندهي معظم كل قوا حافظ حريم قرآن و عترت  ، نويدي جز انزواي سياسي و واپسگرائي امريكا و متحدانش نسبت به تغيير هرم قدرت در سطح بين المللي در پي نخواهد داشت چرا كه با قوت گرفتن عوامل تشديد كننده انسجام اسلامي دربين ملت‌هاي منطقه ، رشد و گسترش اسلام در بين ساير ممالك و تضيف عناصر تفرقه انگيز و شناخت دشمن مشترك ، نشانه‌هاي همگرائي هرچه بيشتر منطقه‌اي و جهاني ملتهاي مسلمان منطقه را آشكارتر نموده و لزوم وجود يك ارتش مقتدر مبتني بر نظريه‌هاي راهبردي منبعث از دين مبين اسلام  در جهت تامين و حفظ امنيت  و آسايش منطقه  را بيش از پيش ضروري مي‌نماياند ضرورتي كه جز به استفاده از رهيافت‌هاي مبتني بر معيارهاي اسلامي ، توليددانش بومي مستقل از نظريه‌هاي غيرالهي و ضدانساني و تحكيم اراده در سير مراحل پيشرفت علمي و جبران عقب ماندگي‌هاي تحميلي و دستيابي به فناوريهاي نوين ايجاد نخواهد شد همانگونه كه مقام معظم رهبري فرموده‌اند: در دنيا يك جنگ عظيم و چالش بزرگ برپا است ؛ جنگ توپ و تفنگ نيست ، اما جنگ اراده‌ها و عزم‌ها و سياست‌ها و تدبيرها است. ايران در كجاي اين جنگ است ؟ لذا ارتش نيز بعنوان ذوالفقار ولايت و بازوان مستحكم  ملت و كشور  و حافظ استقلال و تماميت ارضي ايران اسلامي ، همچون دوران افتخار آفرين هشت سال دفاع مقدس ، بايد جايگاه خود را در مركز ثقل اين جبهه شناسائي و موقعيت خود را براي آينده‌اي شكوهمند تثبيت نمايد . انشاء الله

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

علي (ع) : بِسِم اللهِ اَللّهُمَّ لَكَ صُمْنا وَ عَلي رِزْقِكَ اَفْطَرْنا فَتَقَبَّلْ مِنّا اِنَّكَ اَنْتَ السَّميعُ الْعَليم .

 

        چه ماهي است اين ماه ، ماه خوبي‌ها، ماه نيكي‌ها و شب زنده‌داريها ، ماه سرنوشت و ماه راز و نياز و ماه اجابت و استجابت. چون بهار رمضان بيايد  باران رحمت و مغفرت، بي وقفه از ابرهاي آسمان شكوه و جلال الهي بر بندگان ببارد و دلها را به شكفتن و نشاط، از معاصي روگردان نمايد كه رمضان ماه قرآن است و قرآن بهار دلها و چون دل خود را به سبزه توبه بيآرايد و نگين بندگي را بر خاتم قلب نشاند خلعتي نو يابد و خدمتي نوتر .

        ليله القدر شب بهتر از هزار ماه است و شب نزول ملائك و فرود سلام، سلامي كه نداي رهائي دارد و رستگاري، ليله القدر شب تقدير است و شب تقرير ، تقدير  ميدان مواحب و تقرير ميزان مواجب ، شب ادب است و آداب ،ادب چگونه خواستن و آداب چگونه زيستن ، قرآن برسر نهادن و رجاي شفاعت داشتن و گاه گام در راه گذاشتن و گذشتن از هرچه كه گذراست.

       رمضان ماه قرآن و قرآن كتاب هدايت است و فرقان حق و باطل ، هدايت به جلوه گاه  آفرينش و زمزم نياز به درگاه حقيقت، سراجاً منير است در شبستان معرفت ، ميزان حكمت است در ظلمات كژانديشي ،حديد برّان است بگاه حرب و جهاد ، محاربه با نفس خويش و جهاد با غير ، مشروط بر آنكه تو سميع باشي و او ناطق و علي قرآن ناطق است و جرعه نوش زلال وحي در آغوش گرم بعثت ، اول مومن لبيك گو بر ختم رسالت، فدائي نبوت بر بستر اخلاص، هم كفو اسباب خشنودي خدا و رسول ، شكافنده سينه جهل و كور كننده چشم فتنه در آشوب لحظه‌ها ، ستون فقرات عشق و ايثار در قيام و ركوع ، مولود قبله و شاهد مشهود و برگزيده ليله‌القدر در محراب تعبد ، رمضان ماه نزول است و صعود ، نزول قرآن وحي و صعود قرآن حي.

       رمضان فرصتي است تازه  براي توانا ساختن جوهر هستي در فطرت آدمي، همان گنجينه محبوسي كه، جزء به امساك از تنعمات و امتناع از نفسانيات وانقطاع از غير حق  تحصيل نگردد و آتش درون را منجلي نسازد پس بر ما صاحبان تمدن چندهزار ساله توحيدي نشايد كه در اين ماه مبارك  به كمتر از آني كه حق صائم است رضا دهيم و فرصت حلاوت تحميد و تسبيح خداوند را از كف بنهيم لذا ضروري است كه از خزانه بيدريغ رمضان در حدتوان  و وسع خويش توشه‌اي برگيريم و سرمايه راه آينده مان كنيم. انشاءالله

والعاقبه للمتقين التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

 

سپاس و ستايش خداوند منان را كه ، بيش از يكسال از ايجاد وبلاگ حرير خيال گذشت، يكسال از حضور مكتوبم با شما دوستان وبلاگ نويس گذشت ، سالي كه لحظه لحظه‌اش براي  من سراسر تكليف بود و شوق ، شوق ديدار با نوشته‌ها و نظرات شما و تكليف گفتن از ، سالي سرشار از نعمت اقتدار و  ايمن از سركشي‌هاي دشمنان قدار ،  اقتدار و امنيتي  كه حاصل گذشت و فداكاري عزيزان ملبس به كسوت مقدس نيروهاي مسلح و عنايت ذات احديت بر مجاهدان راهش،  كساني  كه علمداري را از سردار وفـا آموختند و به تاسي از اميرِ نيايش، سر بر سجاده‌‌هاي آتش نهادند و جنود شيطان را با ابابيل نگاهشان به سجيل اخلاص، سنگسار نمودند  ، حرير خيال بيش از يكسال است كه ميهمان چشمان شما است و در اين مدت شما رسم ميزباني و ميهمان نوازي را بسيار خوب بجا آورديد و اين ميهمان كم بضاعت را صميمانه در جمع گرم خويش پذيرفتيد و مرا  خِجل از ره توشه‌ ام نموديد چرا كه خوب ميدانم تعداد و محتواي آن درخور وجود نازنين‌ و بزرگوارتان نبود، اما همچنان بودن و باليدنم را رهين محبت شما هستم و خواهم بود.

       دوست داشتم گام‌هايم را با گام‌هاي بي ادعاي  گمنامان صف شكن روانه كنم  و نگاه‌هايم را با نگاه‌هاي آسماني‌شان گره بزنم و دوشا دوش آنها، سنگرنشين حريم باشم و از حرمت نيلگون جهان اسلام دفاع كنم و به پيراستگي در كردار ، درهاي حكمت و معرفت را بگشائم و لشكر جهل و تكبر را منكوب خُلق نيكو گردانم و به تبسم شُكر، سختي‌ها و شدائد را استقبال كنم و ياري و نصرت را فقط ازخدا بخواهم و طاقت كوه فرسايشان را به مدد همنشيني با رزمندگان خط شكن بياموزم و در مكتب عشق راه وصال را بجوئم و كام تشنه خود را سيراب نمايم و در مناجات‌هاي شبانه ،‌  همسايه شان باشم ، از آنها بشنوم و از آنها بگويم و برگي زرين از عزت و غيرت بر اوراق دفتر شورانگيز عشق و ايثار سلحشوران  دشمن ستيز دنياي اسلام بيافزايم ، برگي افتخار آفرين و دشمن شكن، مملو از مجاهدت‌هاي بيدريغ فرزندان اين امت، در كسوتي مقدس، امتي سرافراز و مفتخر، مفتخر به پاسداري و پيروي از قرآن و عترت، عترت بيادگار مانده از محمد(ص) ، محمد(ص)  آن ستوده آسمان و زمين ، آسماني كه معبـر وحي است و محل نزول بركات ، زميني كه مهبط نبـوت است و مامن ولايت ، مامني كه كعبه دارد و كربلا ،كربلائي كه سراسر زيبائي بود و عاقبتي شيرين تر از عسل داشت و كعبـه‌اي كه اميـد دل‌هاي بي قـرار است و نور چشمـان منتَظَر،  بي قـرارِ تنفس در هواي بودنش و منتَظِر ديدن سيماي پر فـروغش، تا بار ديگر در فـريادي شب شكن به خـونخواهي سيد و سالار شهيدان، تكليف خفاشان شب پرست را براي هميشه تـاريخ روشن نمـايد وتجلي اراده خـداوند باشد بر وارثين زمين . انشاءالله

والعاقبه للمتقين التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

باسمه تعالی

نگو راه عاشقی بسته شده ...

     ایران سرزمین حماسه است و ایرانی فرزند حماسه و هشت سال دفاع مقدس منبعی عظیم از حماسه های اسطوره ای است و  سوم خرداد 1361 يادواره ای سترگ از غیرت و عزت برخاسته از فرهنگ لایزال اسلام ناب محمدی است ، خرمشهر آنروز قطعه ای از بهشت بود که شمیم روح افزای آن دل بی قراران مهبط زمین را از معبر عشق و خون به قبله وصال  کشاند . دشواری تحلیل وقایع تاریخی حقیقتی است بی کتمان، مخصوصا اگر آن واقعه ، واقعه فتح خرمشهر باشد بدست مردمانی بی حب نام و نشان و تهی از منیت و غنی از هویت ، هویتی كه ریشه در عصر بینات داشته باشد و اصالت خویش را از فریادهای عاشورائی نیمه خرداد 42 بگیرد ، فریادی که فرزنه ای فقیه ، با توکل به قدرت الهی ، چشم در چشم ظلمت دوخت و انفجار نور را نوید داد و فوج جرار را  با سلاح صلاح زمین گیر نمود .

      افسوس که سلسله خصم در مکتب عبرت، شاگردانی ضعیف هستند و بازنده آزمونهای سخت و از رهگذر خوی استکباری خویش پا بر سنگهای لغزانی میگذارند که تنها در قعر تباهی استوارند و بخیال واهی خود توسن پیروزی زین میکنند و بر سبیلی میرانند که سه روزه اورنگ عزت و مردانگی را از سرزمین اهورائی به یغما برند و پیشکش اهریمن نمایند غافل از اینکه اهتزاز سرافرازی ایران اسلامی را،  مادران زینب صفت، به شیرخوارگان خویش نوشانیده اند و پاره هائی از پولاد آبدیده را سد راه نگاه اغیار نموده اند.      

    عظمت وپیچیدگی ماهیت دفاع مقدس  بویژه عملیات غرور آفرین بیت المقدس آنگاه حیرت انگیز است که در معادله ای نابرابر نتیجه ای خارج از حیطه عقل حاصل میشود جائی که بود ها و نبودها تفاوتی از زمین تا آسمان دارند و کفه عِده و عُده در ظاهر به نفع خصم دون سنگینی میکند و بخش اعظم از مرزهای غربی و جنوبی این خاک مقدس از حضور ایادی استکبار در رنج است تنها ایمان استوار ملتی شریف با قافله ای از رشادتهای بی بدیل فرزندان سلحشور خود در لبیک به امر ولایت می تواند هیمنه پوشالی بزرگترین اردوگاه نظامی و اقتصادی و سیاسی  تاریخ را  خرد و جبهه استکبار را به پذیرش شکست وادارد.

     گذر زمان لایه های پنهان قیام 15 خرداد را که تحقق وعده تخلف ناپذیر الهی « و من جاهد فینا لنهدینهم سبلنا» است را بیش از پیش آشکار می نماید قیامی که راز و رمز بروز و ظهور آن را می بایست در کربلا جستجو نمود کربلائی که ذلت را بر احرار و ابرار حرام نمود و حسرت آه را بر دل سیاه خفاشان شب پرست نشاند به همان دلیل پذیرش لایحه ننگین کاپیتولاسیون را تاب نیاورد و بار دیگر ندای هیهات من ذله را از زبان روح الله بر سر خود باختگان مرعوب کوبید، ندائی که انگشتان عمل را به واکنشی درخور فراخواند و پلک های بسته بر تباهی را به تیر غیب، هشداری شایسته داد تا منصورها و منصورنشانها بدانند که نصرت تنها ازخدا است و بس ، حتی اگر دست فتنه بخواهد فاجعه ای همچون قتل عام 15 خرداد فیضیه قم را در هفتم تیر در دفتر حزب جمهوری اسلامی تکرار کند باز هم زنان و مردان غیرتمند این دیار با اتحاد و همدلی برخاسته از کوثر همیشه جاری فرهنگ عاشورائی ، جانانه به ندای هل من ناصر ینصرنی پاسخ داده و از بذل هرآنچه که دارند  در راه حق و حقیقت هیچ ابائی نخواهند داشت و این درسی است که امروزه در جای جای ارض خاکی ، علیرغم انواع فتنه ها و دسایس شیطانی دشمنان انسان وانسانیت موجی فزاینده از شوق بیداری و شور مقاومت را دل مومنان موحد و آزادگان متعهد پدید آورده است  که پاسداشت این آئین خدائی جز به پایمردی در عهد و پیمان با راه و رسم خمینی (ره) پیروی از  امر ولایت به امید فضل و کرم  بیکران الهی برنیاید ، پس باید دید که ما در کجای کاروان عاشقی هستیم؟ عاشق بمانید . انشاءالله
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏


الحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي‏القاسم محمّد و علي اله الأطيبين‏ الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّة اللَّه في الأرضين. ربّنا عليك توكّلنا و اليك انبنا و اليك المصير.

 

 سابقه ديرينه گراميداشت نوروز ، بعنوان نماد نوگرائي و نوزائي دستگاه خلقت حاصل روحيه پوياي ايراني‌ها است روحيه‌اي كه هيچگاه تاب ايستائي و خمودي را نداشته و همواره با اعتماد به خويش در يك همگرائي معقول و منطقي با طبيعت و زمان، حركت به سمت آرمان‌هاي اصيل را سرلوحه خود قرار داده است،  تاريخ تمدن هفت هزار ساله ايران ثابت نموده است كه این ملت از استعداد و استقامتي شگرف برخوردار است و هرگاه كه بستر لازم را جهت بروزو شکوفائی يافته  است سريعاً راه رشد و كمال را طي نموده و ره‌آوردهاي جديدي را در عرصه‌هاي مختلف مادي و معنوي بي هيچ چشم‌داشتي به عالم بشريت اهداء نموده است شايد بي اغراق بتوان ادعا نمود كه ملت ايران خادم‌ترين ملتها در راه كمال جامعه بشري بوده و بيشترين زخم‌ها را در اين راه متحمل گرديده است تاريخ بياد ندارد كه ايراني اصيل و خودباور از اصالت فطري بشريت دور افتاده و انسان خداجو و حقيقت طلب را به سراب تباهي و نيستي رهنمون  شده باشد ايراني هيچگاه به تقابل با فرهنگ‌هاي اصيل و راستين برنخواسته  است و در تعاملي معقول و پسنديده به رشد و بالندگي ساير فرهنگ‌ها و تمدن‌ها نيز كمك نموده است ، درحالي كه مدعيان جديد تمدن و بشردوستي، تاريخي جزء دهليزهاي تاريك جهل و خرافه براي ارائه نداشته و ندارند به صد حيله و نيرنگ حضور تحفه متعفن خويش را بر فرهنگ و تعاملات بين‌الملل تحميل مي نمايند و در اين راه  از زدن هرگونه  برچسبي بر پيشاني حقيقت ناب  نه تنها هيچ ابائي ندارند بلكه با ايجاد مرزبندي‌هاي انحرافي و ساختگي در گستره فكري و جغرافيايي ملل جهان با انگيزه‌اي برخاسته از خوي استكباري خود قصد استعمار و استثمار آنان را در شكلي جديد داشته و دارند .

  دامن زدن بر اختلافات دروني ، بزرگنمائي آنها و برهم زدن تناسبات خارجي رهيافتي است  كه در مقابله با موج بيداري ملت ‌هاي آزاديخواه، بويژه در تقابل با بازيابي هويت اسلامي ملل مسلمان، به موازات تهاجم فرهنگي ، جنگ رواني و اعمال تحديد و انجام تهديد و خشونت ، توسط نظريه پردازان نظام سلطه جهاني بر روي ميز كار مجريان جبهه استكبار قرار گرفته است به اين اميد واهي كه از اين راه با تفرقه اندازي بين اقوام و مذاهب مختلف ايراني، اتحاد و وابستگي دروني ملت غيرتمند ايران اسلامي را از هم گسسته و با تحريك ظرفيتهاي متعصبانه موجود در منطقه و ايجاد ائتلافی مشترك اما مقطعي با دول مرعوب و سازشكار ، به تنش‌هاي خارجي دامن زده و انسجام ايجاد شده بين قلوب مسلمين جهان را مخدوش نمايند، تا ضمن مواجهه با تاثيرات فراگير و سازنده انقلاب اسلامي ايران در سطوح منطقه‌اي و جهاني و جلوگيري از رشد و بالندگي ايران اسلامي بعنوان ملتي داراي استعدادهاي ذاتي براي تبديل شدن به قدرتي ضد اميال و خواسته‌هاي استكبار جهاني ، از تداوم جريان غاراتگرانه نفت و ساير منابع مورد نياز بمنظور ادامه استيلاي خود بر منطقه و جهان اطمينان حاصل نمايند.

اتحاد ملي و انسجام اسلامي دو سرفصل حياتي و راهبردي است  كه در ادامه بركات حاصل از سال پيامبر اعظم (ص) رهبر معظم انقلاب در پيام نوروزي  خود بر آنها تاكيد و پاسداري از آنها را بر كليه مسلمين و آزاد انديشان  داخلي و خارجي تكليف نمودند ، منافع ملي ما در گرو اتحاد دروني و دوري از تنش‌ها و تقويت مشتركات فرهنگي مان است مشتركاتي كه محور اصلي آنها همانا اتكا و اعتقاد به ذات احديت و پيروي از كلام توحيد است كلامي كه ساليان متمادي متضمن حفاظت از حاكميت ملي و تماميت ارضي ايران مقتدر بوده و خواهد بود و نشاط و طراوت اين اقتدار الهي زماني به اوج خواهد رسيد كه كشورهاي منطقه بدور از القائات شيطاني استكبار جهاني و دشمن مشترك ، با تكيه بر اصول و منافع غیرقابل تفکیک خود با جمهوری اسلامی ایران دست دوستي ايران مقتدر اسلامي را به گرمي و اعتماد فشرده و با تشكيل ساختار دفاعي مشترك و استحكام بخشيدن به روابط فرهنگي، سياسي ، اقتصادي و...، به مدد هدايت‌هاي نبوي و به تاسی از  نص صریح قرآن کریم ((و اعتصمو بحبل الله جمعيا ولا تفرقو)) توانمنديهاي ‌بالقوه خود را درتحقق انسجام اسلامي به منصه ظهور رسانيده و با خنثي نمودن توطئه‌هاي دشمنان ذبون ، رد پاي  نظام سلطه را از چهره منطقه و جهان اسلام بزدايند.

تلاش و مجاهدت در مسیر تحقق توصيه‌ها و منويات مقام معظم فرماندهي كل قوا در فریادهای عاشورائی پيام نوروزي معظم له بر ما سربازان ولايت ، تكليفي است بي قضا كه انجام آن تنها با افزايش هشياري‌ و آمادگي دفاعي در حيطه ماموريت‌هاي محوله امكانپذير است چنانچه ديديم هشياري و واكنش سريع و قاطع نيروهاي مسلح در برابر تجاوز ملوانان روباه پير انگليس  به آبهاي سرزميني و داخلی جمهوري اسلامي ايران و توفیق دانشمندان جوانمان در دستیابی به فناوری تولید صنعتی سوخت هسته ای و استقبال شركت‌هاي اروپائي جهت سرمايه‌گذاري در ايران عليرغم فشارهاي امريكا و قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران اسلامي، بار ديگر صورت دشمنان اين مرز و بوم الهي را  از سيلي تحقير سرخ نمود و خاكستر مزلت را بر چهره حقير آنان پاشيد و اين نمي‌شد مگر به يمن  پايمردي در پيمودن راهي كه شهداء گرانقدرمان آنرا ترسيم نموده‌اند، لذا برماست كه همواره چنين باشيم، هرروزتان نوروزباد. انشاءالله

ا                                                                                                                          لتماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

بسمه تعالي

 

ياايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ...67 مائده ... و جعلها كلمه باقيه في عقبه ... 28 زخرف

 

        آن روز چشم و گوش تاريخ آماده  ديدن و شنيدن بود تا آن آمدگان از صحراي عرفات و رستگان از ذبح اسماعيل درون ، دست بيعت حق را بوسه زنند و عطش جان را به زمزم ولايت فرو نشانند و كاروان رسالت را به سر منزل مقصود رسانند و سر سجده بر فرمان الهي فرود آرند و خويش را از خرده خواهش‌هاي مانده از خاك برهانند و اخلاص و عبوديت خود را بر معبود يگانه عرضه دارند و بر مائده‌هاي رسيده از افلاك دست يابند ، آن روز، روز امتحان بود ، امتحان از آنچه كه پيامبر(ص) به ايشان آموخته بود ، آموخته‌هائي كه بارها و بارها همراه نبي مكرم اسلام، گام به گام تمرين كرده بودند ، آن روز ، روز اتمام حجت بود براي همه ، روز پرده برداري از كعبه عشق و عقل ناب ، همه جمع بودند تا يكدل و يكرنگ ، حج خود را تمام كنند، امّا قرن‌ها لازم بود تا حقيقت نهفته در آن حج ناتمام آشكار شود كه آدميان چه ظلمي بر نفس خويش كردند و چه تقديري را براي خود رقم زدند، تنها دمي چشم بستن بر حقيقتِ آشكار، آن نمود كه نمي بايد و اين بود تا طلوع فجري دوباره از سرزميني عاشورايي  ديگر بار در بيعتي سرخ ،حماسه‌اي از عشق و شعور الهي را آفريد  و سيمرغ رجعت را به آسمان هدايت بازگرداند و ققنوس خفته در خاكسترهاي نوميدي را به سپهر روشنائي و اميد رهنمون ساخت.

    شور و عشق نهفته در باغ عرفان نينوا، همان مفتاح الفتوحي بود كه از پس قرنها، روزني به اميد گشود، انفجاري از نور بود كه دل تاريكي‌ها را شكافت و ديو بدسرشت را لگدکوب نهضتی ماندگار ساخت که آغازش از کربلا بود و علمدارش پیرجماران ، محرم 57 مبداء بیداری تمامی فریادهای خاموش از دل تاریخ بود ، تاریخی که  ریشه در غدیر داشت و توان از عاشورا گرفته بود، عاشورائی که شعور را هویتی دوباره بخشید وحیات را شعوری دیگر ، شعوری که مردان و زنانی از جنس شرافت و آزادگی را به حضوری بالنده در آستانه ظهور فراخوانده بود ، ظهوری که آرمانش را يك به يك از قافله نور و ائمه هدايت آموخته‌ بودند و دل و جان را به ركاب ولايتشان سپرده‌ بودند تا آن شود كه بايد.              

    در شرائطي كه ارعاب و وحشت ناشي از جنگ سرد بين دو ابر قدرت شرق و غرب شرافت و شجاعت انسان را به يغما برده بود و جمودي و خمودي را برجان و روح آدميان حاكم نموده بود ، انقلاب اسلامي ايران با تمسك به آموزه‌هاي اسلام ناب محمدي و تحت هدايت‌هاي بي بديل مردي از سلاله بيعت غدير و غيرت عاشورا، تحولي شگرف درجغرافياي سياسي حاكم بر جهان معاصر ايجاد نمود كه باورش گاهي غيرممكن مي نمايد، جغرافيائي كه به يمن معادلات حاصل از مكاتب ساختة دست بشريت غافل از نقطه وصل و به سفارش شياطين نشسته در كاخهاي سرخ و سفيد، حاكميت زر و زور را نويد داده و  غيبت خدا را اعلام كرده و عشق را به مسلخ علم برده بودند، اما خیزش اسلامی ملت مومن و خدا جوی میهن اسلامی ، خواب را بر دیوسیرتان شب پرست آشفته نمود و رویای آقائی بر جهان را برایشان به کابوسی دهشتناک از سقوط تبدیل نمود، هروز كه ورقي بر دفتر زرين تاريخ  انقلاب اسلامي ايران اضافه ميشود كارآمدي و نقش دين در اجتماع آشكارتر و بر وسعت و سرعت تاثيرجغرافيائي آن  افزوده تر ميگردد، جغرافيائي كه تنها به خاك محدود نمي‌شود و دلها و افكار خواستار حقيقت را به ميهماني اين تحول عظيم فرا ميخواند.   

وحدت و همدلي جهان اسلام ، گنج پنهاني است كه ظهور و بروز آن در عرصه بين الملل، تمامي معادلات استكباري حاكم بر جهان امروز را برهم خواهد زد ، گنجي كه تنها دورماندگان از فطرت الهي و ذات شريف انساني، از كشف و بكارگيري آن در هراسند و وجودش را انكار مي كنند و به صد ترفند و حيله ،  فتنه آشوب و تفرقه را دامن ميزنند تا شايد چند صباحي ديگر سايه نكبت بار خود را در منطقه و جهان حفظ نمايند .

 مرور تاريخ اسلام و انقلاب اسلامي ايران ، با تاكيد بر دشمن شناسي هوشمندانه و افزايش آگاهي‌هاي ديني ، علمي و سياسي وكوشش در تحكيم مباني وحدت آفرين اسلام عزيز و حفظ هوشياري و دوري از مسائل تفرقه انگيز و گوش بفرمان ولايت بودن از جمله رهيافت‌هاي حياتي است كه کاربردی اساسی در برابر اين دسيسه‌های نه چندان جديد اما جدي استكبار جهاني داشته و خواهد داشت، وحدتی كه دشمنان را به تنگناي استيصال كشانده و دلهاي آكنـده از درد و رنج استثمـار و استعمار نوين را ، به بركت بـازيابي هويت الهي و ايمان و توكل به ذات احديت، التيام خواهد بخشيد.  انشاالله

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

حمد و ثناي اللهي

حمد و سپاس خدايی را كه در يگانگي خود بلند مرتبه، و در تنهايي و فرد بودنش نزديك است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است. علم او به همه چيز احاطه دارد در حالي كه در جاي خود است، و همه مخلوقات با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد. هميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتي كه از بين رفتني نيست. ابتدا كننده و بازگرداننده اوست و هر كاري به سوي او باز مي گردد. به وجود آورنده بالا برده شده ها (آسمان ها و افلاك) و پهن كننده گسترده ها (زمين)، يگانه حكمران زمين ها و آسمان ها، پاك و منزّه و تسبيح شده، پروردگار ملائكه و روح، تفضّل كننده بر همه آنچه خلق كرده، و لطف كننده بر هر آنچه به وجود آورده است. هر چشمي زير نظر اوست ولي چشم ها او را نمي بينند. كَرم كننده و بردبار و تحمّل كننده است. رحمت او همه چيز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است. در انتقام گرفتن خود عجله نمي كند و به آنچه از عذابش كه مستحقّ آنند مبادرت نمي ورزد. باطن ها و سريره ها را مي فهمد و ضماير را مي داند، و پنهان ها بر او مخفي نمي ماند و مخفي ها بر او مشتبه نمي شود. او راست احاطه بر هر چيزي و غلبه بر همه چيز و قوّت در هر چيزي و قدرت بر هر چيزي، و مانند او شيئي نيست. اوست به وجود آورنده شي (چيز) هنگامي كه چيزي نبود. دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است. خداوندي جز او كه با عزت و حكيم است نیست. بالاتر از آن است كه چشمها او را درك كنند ولي او چشمها را درك مي كند و او لطف كننده و آگاه است. هيچكس نمي تواند با ديدن به صفت او راه يابد، و كسي به چگونگي او از سر و آشكار دست نمي يابد، مگر به آنچه خود خداوند عزوجل راهنمايي كرده است. گواهي مي دهم به او كه اوست خدا، خدايي كه قُدس و پاكي و منزّه بودن او روزگار را پر كرده است. او كه نورش ابديّت را فرا گرفته است. او كه دستورش را بدون مشورتِ مشورت كننده اي اجرا مي كند و در تقديرش شريك ندارد و در تدبيرش كمك نميشود. آنچه ايجاد كرده بدون نمونه و مثالي تصوير نموده و آنچه خلق كرده بدون كمك از كسي و بدون زحمت و بدون احتياج به فكر و حيله خلق كرده است. آنها را ايجاد كرد پس به وجود آمدند و خلق كرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدايي كه جز او خدايي نيست. صنعت او محكم و كار او زيباست. عادلي كه ظلم نمي كند و كرم كننده اي كه كارها به سوي او باز مي گردد. شهادت مي دهم اوست خدايي كه همه چيز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چيز در مقابل عزّت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده اند. پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاك و مسخّر كننده آفتاب و ماه، كه همه با زمان ِتعيين شده در حركت هستند. شب را بر روي روز و روز را بر روي شب مي گرداند، كه به سرعت در پي آن مي رود. در هم شكننده هر زور گوي با عناد، و هلاك كننده هر شيطان سر پيچ و متمرّد. براي او ضدّي و همراه او معارضي نبوده است. يكتا و بي نياز است. زاييده نشده و نمي زايد، و براي او هيچ همتايي نيست. خداي يگانه و پرودگار با عظمت. مي خواهد پس به انجام مي رساند، و اراده مي كند پس مقدّر مي نمايد، و مي داند پس به شماره مي آورد. مي ميراند و زنده مي كند، فقير مي كند و غني مي نمايد، مي خنداند و مي گرياند، نزديك مي كند و دور مي نمايد، منع مي كند و عطا مي نمايد. پادشاهي از آن ِاو و حمد و سپاس براي اوست. خير به دست اوست و او بر هر چيزي قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو مي برد. نيست خدايي جز او كه با عزّت و آمرزنده است. اجابت كننده دعا، بسيار عطا كننده دعا، بسيار عطا كننده، شمارنده نَفَس ها و پرودگار جن ّو بشر، كه هيچ امري بر او مشكل نمي شود، و فرياد دادخواهان او را منضجر نمي كند، و اصرارِ اصرار كنندگانش او را خسته نمي نمايد. نگهدارنده صالحين و موفّق كننده رستگاران و صاحب اختيار مومنان و پروردگار عالميان. خدايي كه از آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالي شكر و سپاس گويند. او را سپاس بسيار مي گويم و دائماً شكر مي نمايم، چه در آسايش و چه در گرفتاري، چه در حال شدت و چه در حال آرامش. و به او و ملائكه اش و كتاب ها و پيامبرانش ايمان مي آورم. دستور او را گوش مي دهم و اطاعت مي نمايم و به آنچه او را راضي مي كند مبادرت مي ورزم و در مقابل مقدرات او تسليم مي شوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا كه اوست خدايي كه نمي تواند از مكر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداريم (يعني ظلم نمي كند).   

فرمان الهي براي مطلبي مهم

براي خداوند بر نفس خود به عنوان بندگي او اقرار مي كنم، و شهادت مي دهم براي او به پروردگاري، و آنچه به من وحي نموده ادعا مي نمايم از ترس آنكه مبادا اگر آنجام ندهم عذابي از او بر من فرود آيد كه هيچكس نتواند آن را دفع كند، هر چند كه حيله عظيمي بكار بندد و دوستي او خالص باشد. نيست خدايي جز او. زيرا خداوند به من اعلام فرموده كه اگر آنچه در حق علي بر من نازل نموده ابلاغ نكنم رسالت او را نرسانده ام، و براي من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا كفايت كننده و كريم است. خداوند به من چنين وحي كرده است: اي پيامبر ابلاغ كن آنچه از طرف پرودگارت بر تو نازل شده – درباره علي، يعني خلافت علي بن ابي طالب – و اگر انجام ندهي رسالت او را نرسانده اي، و خداوند تو را از مردم حفظ مي كند.

اي مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهي نكردم، و من سبب نزول اين آيه را براي شما بيان مي كنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام - كه او سلام است - مرا مامور كرد كه در اين اجتماع بپا خيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه: علي بن ابي طالب برادر من و وصي من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسي است جز اينكه پيامبري بعد از من نيست. و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است. و خداوند اين آيه از كتابش را بر من نازل كرده است: صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كساني كه ايمان آورده و نماز را بپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند. و علي بن ابي طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در حال خداوند عزوجل را قصد مي كند. من از جبرئيل در خواست كردم از خدا بخواهد تا مرا ابلاغ اين مهم معاف بدارد، زيرا از كمي متقين و زيادي منافقين و فساد ملامت كنندگان و حيله هاي مسخره كنندگان ِاسلام اطلاع دارم، كساني كه خداوند در كتابش آنان را چنين توصيف كرده است كه با زبانشان مي گويند آنچه در قلبهايشان نيست، و اين كار را سهل مي شمارند در حالي كه نزد خداوند عظيم است. همچنين به خاطر اينكه منافقين بارها مرا اذيت كرده اند تا آنجا كه مرا اُذُن «گوش دهنده بر هر حرفي» ناميدند، و گمان كردند كه من چنين هستم به خاطر ملازمت بسيار علي با من و توجه من به او و تمايل او و قبولش از من، تا آنكه خداوند عزوجل در اين باره چنين نازل كرد: از آنان كساني هستند كه پيامبر را اذيت می کنند و مي گويند او اُذُن «گوش دهنده به هر حرفي» است، بگو: گوش است - بر ضد كساني كه گمان مي كنند او اُذُن است- و براي خود خير است، به خدا ايمان مي آورد و در مقابل مومنين اظهار تواضع و احترام مي نمايد، و براي كساني از شما كه ايمان آورده اند رحمت است؛ و كساني كه پيامبر را اذيت مي كنند عذاب درد ناكي در انتظارشان است. اگر من بخواهم گويندگان اين نسبت اُذُن را نام ببرم مي توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره كنم مي نمايم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفي كنم مي توانم، ولي به خدا قسم من در كار آنان با بزرگواري رفتار كرده ام. بعد از همه اينها، خداوند از من راضي نمي شود مگر آنچه در حق علي بر من نازل كرده ابلاغ نمايم. اي پيامبر برسان آنچه - در حق علي- از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهي رسالت او را نرسانده اي، و خداوند تو را از مردم حفظ مي كند.

اعلان رسمي ولايت و امامت دوازده امام عليهم السلام

اي مردم! اين مطلب را درباره او بدانيد و بفهميد، و بدانيد كه خداوند او را براي شما صاحب اختيار و امامي قرار داده كه اطاعتش را واجب نموده است بر مجاهدين و انصار بر تابعين آنان به نيكي، و بر روستايي و شهري، و بر عجمي و عربي، و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و كوچك، و بر سفيد و سياه، بر هر يكتاپرستي حكم او اجرا شونده و كلام او مورد عمل و امر او نافذ است. هر كس با او مخالفت كند ملعون است، و هر كس تابع او باشد و او را تصديق نمايد مورد رحمت الهي است. خداوند او را و هر كس را كه از او بشنود و او را اطاعت كند آمرزيده است.

اي مردم! اين آخرين باري است كه در چنين اجتماعي بپا مي ايستم. پس بشنويد و اطاعت كنيد و در مقابل امر پروردگارتان سر تسليم فرود آوريد، چرا كه خداوند عزوجل صاحب اختيار شما و معبود شماست، و بعد از خداوند رسولش و پيامبرش كه شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علي صاحب اختيار شما و امام شما به امر خداوند است، و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزي كه خدا و رسولش را ملاقات خواهيد كرد. حلالي نيست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان حلال كرده باشند، و حرامي نيست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان بر شما حرام كرده باشند. خداي عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پرودگارم از كتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام.

اي مردم! علي را (بر ديگران) فضيلت دهيد. هيچ علمي نيست مگر آنكه خداوند آن را در من جمع كرده است، و هر علمي را كه آموخته ام در امام المتقين جمع نموده ام، و هيچ علمي نيست مگر آنكه آن را به علي آموخته ام. اوست امام مبين كه خداوند در سوره يس ذكر كرده است: و هر چيزي را در امام مبين جمع كرديم.

اي مردم! از علي به سوي ديگري گمراه نشويد، و از او روي بر مگردانيد و از ولايت او سر باز نزنيد. اوست كه به حق هدايت نموده و از آن نهي مي نمايد، و در راه خدا سرزنش ملامت كننده اي او را مانع نمي شود. علي اول كسي است كه به خدا و رسولش ايمان آورد و هيچكس در ايمان به من بر او سبقت نگرفت. اوست كه با جان خود در راه رسول خدا فداكاري كرد. اوست كه با پيامبر خدا بود در حالي كه هيچكس از مردان همراه او خدا را عبادت نمي كرد. از طرف خداوند به او امر كردم كه درخوابگاه من بخوابد، او هم در حالي كه جانش را فداي من كرده بود در جاي من خوابيد.

اي مردم! او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده است، و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است.

اي مردم! او از طرف خداوند امام است، و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه اش را نمي پذيرد و او را نمي بخشد، حتمي است بر خداوند كه با كسي كه با او مخالفت نمايد چنين كند و او را به عذابي شديد تا ابديت تا آخر روزگار معذب نمايد. پس بپرهيزيد از اينكه با او مخالفت كنيد و گرفتار آتشي شويد كه آتشگيره آن مردم و سنگ ها هستند و براي كافران آماده شده است.

اي مردم! به خدا قسم پيامبران و رسولان پيشين به من بشارت داده اند، و من به خدا قسم خاتم پيامبران و مرسلين و حجت بر همه مخلوقين از اهل آسمان ها و زمين ها هستم. هر كس در اين مطالب شك كند مانند كفر جاهليت اول كفار شده است؛ و هر كس در چيزي از اين گفتار من شك كند در همه ي آنچه بر من نازل شده شك كرده است، و هر كس در يكي از امامان شك كند در همه آنها شك كرده است، و شك كننده درباره ما در آتش است.

اي مردم! خداوند اين فضيلت را بر من ارزاني داشته كه منّتي از او بر من و احساني از جانب او به سوي من است. خدايي جز او نيست. حمد و سپاس از من بر او تا ابديت و تا آخر روزگار و در هر حال.

اي مردم! علي را فضيلت دهيد كه او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامي كه خداوند روزي را نازل مي كند و خلق باقي هستند. معلون است ملعون است. مورد غضب است مورد غضب است كسي كه اين گفتار مرا رد كند و با آن موافق نباشد. بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براي من آورده است و مي گويد: «هركس با علي دشمني كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد». هر كس ببيند براي فردا چه پيش فرستاده است. از خدا بترسد كه با علي مخالفت كنيد و در نتيجه قدمي بعد از ثابت بودن آن بلغزد، خداوند از آنچه انجام مي دهيد آگاه است.

اي مردم! علي «جنب الله» است كه خداوند در كتاب عزيزش ذكر كرده و درباره كسيكه با او مخالفت كند فرموده است: اي حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند تفريط و كوتاهي كردم.

اي مردم! در قرآن تدبر نماييد و آيات آن را بفهميد و در محكمات آن نظر كنيد و به دنبال متشابه آن نرويد. به خدا قسم، باطن آن را براي شما بيان نمي كند و تفسيرش را برايتان روشن نمي كند مگر اين شخصي كه دست او را مي گيرم و او را به سوي خود بالا مي برم و بازوي او را مي گيرم و با دو دستم او را بلند مي كنم و به شما مي فهمانم كه هر كس من صاحب اختيار اويم اين علي صاحب اختيار اوست و او علي بن ابي طالب برادر و جانشين من است، و ولايت او از خداوند عزوجل است كه بر من نازل كرده است.

اي مردم! علي و پاكان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اكبر است. هر يك از اين دو از ديگري خبر مي دهد و با هم موافق هستند. آنها از يكديگر جدا نمي شوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند. بدانيد كه آنان امين هاي خداوند بين مردم و حاكمان او در زمين هستند. بدانيد كه من ادا نمودم، بدانيد كه من ابلاغ كردم، بدانيد كه من شنوانيدم، بدانيد كه من روشن نمودم، بدانيد كه خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عزوجل مي گويم، بدانيد كه اميرالمومنيني جز اين برادرم نيست. بدانيد كه اميرالمومنين بودن بعد از من براي احدي جز او حلال نيست.

بلند كردن اميرالمومنين عليه السلام بدست رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم

سپس پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم دستش را بر بازوي علي علیه السلام زدند و آن حضرت را بلند كردند. و اين در حالي بود كه اميرالمومنين علیه السلام از زماني كه پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم بر فراز منبر آمده بودند يك پله پايين تر از مكان حضرت ايستاده بودند و نسبت به صورت حضرت به طرف راست مايل بود كه گويي هر دو در يك مكان ايستاده اند. پس پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم با دستشان ایشان را بلند كردند و هر دو دست را به سوي آسمان باز نمودند و علي علیه السلام را از جا بلند نمودند تا حدي كه

پاي ایشان موازي زانوي پيامبر صلی الله علیه و اله و سلم رسيد. سپس فرمودند:

اي مردم! اين علي است برادر من و وصي من و جامع علم من، و جانشين من در امتم بر آنان كه به من ايمان آورده اند، و جانشين من در تفسير كتاب خداوند عزوجل و دعوت به آن و عمل كننده به آنچه او را راضي مي كند، و جنگ كننده با دشمنان خدا و دوستي كننده بر اطاعت او و نهي كننده از معصيت او. اوست خليفه رسول خدا، و اوست اميرالمومنين و امام هدايت كننده از طرف خداوند، و اوست قاتل ناكثين و قاسطين و مارقين به امر خداوند. خداوند مي فرمايد: سخن در پيشگاه من تغيير نمي پذيرد.

پرودگارا، به امر تو مي گويم: خداوندا دوست بدار هر كس علي را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس علي را دشمن بدارد، و ياري كن هر كس علي را ياري كند و خوار كن هر كس علي را خوار كند، و لعنت نما هر كس علي را انكار كند و غضب نما بر هر كس كه حق علي را انكار نمايد. پرودگارا، تو هنگام روشن شدن اين مطلب و منصوب نمودن علي در اين روز، اين آيه را درباره او نازل كردي: امروز دين شما را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين شما راضي شدم. فرمودي: دين نزد خدا اسلام است و فرمودي: هر كس ديني غير از اسلام انتخاب كند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زيانكاران خواهد بود. پرودگارا، تو را شاهد مي گيرم كه من ابلاغ نمودم.

تاكيد بر توجه امت به مسئله امامت

اي مردم! خداوند دين شما را با امامت او كامل نموده، پس هر كس اقتدا نكند به او و به كساني كه جانشين او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه خداوند عزوجل، چنين كساني اعمالش در دنيا وآخرت از بين رفته و در آتش دائمي خواهند بود. عذاب از آنان تخفيف نمي يابد و به آنها مهلت داده نمي شود.

اي مردم! اين علي است كه ياري كننده ترين شما نسبت به من و سزاوارترين شما به من و نزديك ترين شما به من؛ خدای عزوجل و من از او راضي هستيم. هيچ آيه رضايتي در قرآن نازل نشده مگر درباره او، هيچگاه خداوند مومنين را مورد خطاب قرار نداده مگر آنكه ابتدا او مخاطب بوده است، و هيچ آيه مدحي در قرآن نيست مگر درباره او، و خداوند در سوره «هَلْ اَتي» شهادت به بهشت نداده مگر براي او، و اين سوره جز او را مدح نكرده است.

اي مردم! او را ياري دهنده دين خدا و دفاع كننده از رسول خداست، و اوست با تقواي پاكيزه هدايت كننده هدايت شده. پيامبرتان بهترين پيامبر و وصيتان بهترين وصي و فرزندان او بهترين اوصياء هستند.

اي مردم! نسل هر پيامبري از صلب خود او هستند ولي نسل من از صلب اميرالمومنين علي است.

اي مردم! شيطان آدم را با حسد از بهشت بيرون كرد. مبادا به علي حسد كنيد كه اعمالتان نابود شود و قدم هايتان بلغزد. آدم به خاطره يك گناه به زمين فرستاده شد در حالي كه انتخاب شده خداوند عزوجل بوده، پس شما چگونه خواهيد بود در حالي كه شماييد و در بين شما دشمنان خدا هستند. بدانيد كه با علي دشمني نمی كند مگر با تقوي و به او ايمان نمي آورد مگر مومن مخلص. به خدا قسم سوره والعصر درباره علي نازل شده است: قسم به عصر، انسان در زيان است مگر علي كه ايمان آورد وبه حق و صبر راضي شد.

اي مردم! من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چيزي نيست.

اي مردم! از خدا بترسيد آن گونه كه بايد ترسيد و از دنيا نرويد مگر آنكه مسلمان باشيد.

 

متن فارسی خطبه غدیر  پیامبر اعظم که در کتب شیعه و سنی آمده است.

*موارد داخل پرانتز تفاوت نسخ می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 
"یاحق!

اتل متل یه بابا ٬ دلیر و زار و بیمار ٬ اتل متل یه مادر ٬ یه مادر فداکار

اتل متل بچه ها ٬ که اونا رو دوست دارن ٬ آخه غیر اون دوتا ٬ هیچ کسی رو ندارن

مامان بابا رو می خواد ٬ بابا عاشق اونه٬ به غیر بعضی وقتها ٬ بابا چه مهربونه

وقتی که از درد سر ٬ دست میذاره رو گیجگاش ٬ اون بابای مهربون ٬ فحش میده به بچه هاش

همون وقتی که هر چی ٬ جلوش باشه میشکنه ٬ همون وقتی که هر کی ٬ پیشش باشه میزنه

غیر خدا و مادر ٬ هیچ کسی رو نداره ٬ اون وقتی که بابا جون ٬ موجی میشه دوباره

دویدم و دویدم ٬ سر کوچه رسیدم ٬ بند دلم پاره شد ٬ از اون چیزی که دیدم

بابام میون کوچه٬ افتاده بود رو زمین ٬ مامان هوار می زد ٬ شوهرمو بگیرین

مامان با شیون و داد ٬ می زد توی صورتش ٬ قسم می داد بابا رو ٬ به فاطمه (س) ٬ به جدّش

تو رو خدا مرتضی ٬ زشته میون کوچه ٬ بچه داره می بینه ٬ تو رو به جون بچه

بابا رو دوره کردن ٬ بچه های محله ٬ بابا یهو دوید و ٬ زد تو دیوار با کلّه

هی تند و تند سرش رو ٬ بابا می زد تو دیوار ٬ قسم می داد حاجی رو ٬ حاجی گوشی رو بردار

نعره های باباجون ٬ پیچید یهو تو گوشم ٬ الو الو کربلا ٬ جواب بده بگوشم

مامان دوید و از پشت ٬ گرفت سر بابا رو ٬ بابا با گریه می گفت ٬ کشتند بچه ها رو

بعد مامانو هلش داد ٬ خودش خوابید رو زمین٬ گفت که مواظب باشین ٬ خمپاره زد بخوابین

الو الو کربلا٬ پس نخودا چی شدن؟ کمک می خوایم حاجی جون ٬ بچه ها قیچی شدن

تو سینه و سرش زد ٬ هی سرشو تکون داد ٬ رو به تماشاچیا ٬ چشماشو بست و جون داد!

بعضی تماشا کردن ٬ بعضی فقط خندیدن ٬ اونایی که از بابا فقط امروز و دیدن

سوی بابا دویدم ٬ بالا سرش رسیدم ٬ از درد غربت اون٬ هی به خودم پیچیدم

درد غربت بابا ٬ غنیمت از نبرده ٬ شرافت و خون دل ٬ نشونه های مرده

ای اونایی که امروز ٬ دارین بهش می خندین ٬ برای خنده هاتون ٬ دردشو می پسندین

امروزشو نبینین ٬ بابام یه قهرمونه ٬ یه روز به هم می رسیم ٬ بازی داره زمونه

موج بابام کلیدِ ٬ قفل در بهشته ٬ درو کنه هر کسی ٬ هر چیزی رو که کشته

یه روز پشیمون می شین ٬ که دیگه خیلی دیره٬ گریه های مادرم ٬ یقه تونو می گیره

بالا رفتیم ماسته ٬ پایین اومدیم دوغه ٬ مرگ و معاد و عقبی ٬ کی میگه که دروغه!

 

هزار و سیصد و اندی سال با کم و زیادش٬ همه این حسرت رو می خوریم که چرا مدینه نبودیم؟ چرا کوفه نبودیم؟ چرا تو کوچه بنی هاشم نبودیم؟ چرا کربلا نبودیم؟ که اونجوری غریبانه و مظلومانه آقامونو  .. هزار و سیصد و اندی سال !

اما ٬ خیلی جالبه ٬ اونا می گفتن ٬ گفتن یباین تمام هستی و مردونگیمونو جمع کنیم ٬ببینیم بعد  این مدت هزارو چهارصد سال ٬ می تونیم بذاریم این یکی آقامون تنها نمونه ؟ ... اونا می گفتن! "

                                                                              زنده یاد بسیجی   ابوالفضل سپهر!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 8:51 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

 


چه کسی در عزای عزیزانش شمشیر به مغز خود می کوبد؟

 

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در جمع روحانيون  استان كهكيلويه و بويراحمد پیرامون حرمت قمه زنی و محکومیت خرافات در عزاداری حضرت سید الشهداء علیه السلام


            بسم الله الرحمن الرحيم

                     الحمدلله رب العالمين . والصلاة والسلام علي سيدنا محمد وآله الطاهرين .

درباره مسائل مربوط به محرم دو نوع مطلب وجود دارد : يكي سخن درباره نهضت عاشوراست . اگر چه درباره فلسفه قيام امام حسين عليه السلام بسيار گفته اند و نوشته اند و حرفهاي بسيار قيمي  در اين مقوله زده شده است ; اما حقيقتا يك عمر مي شود سخن از اين حقيقت درخشان گفت . هرچه درباره عاشورا و قيام امام حسين عليه السلام فكر كنيم متوجه مي شويم كه اين قضيه از ابعاد مختلف داراي كشش و گنجايش انديشيدن و بيان كردن است .

يك مقوله ديگر كه به مناسبت محرم قابل بحث است و در اين زمينه كمتر صحبت مي شود مقوله عزاداري حسين بن علي عليه السلام و بركات احياي  عاشوراست . تحقيقا يكي از مهمترين امتيازات جامعه شيعه بر ديگر جوامع مسلمان اين است كه جامعه شيعه برخوردار از خاطره عاشوراست . از همان روزي كه موضوع ذكر مصيبت حسين بن علي عليه السلام مطرح شد چشمه جوشاني از فيض و معنويت در اذهان معتقدين و محبين اهل بيت عليهم السلام جاري گشت . اين چشمه جوشان تا امروز همچنان ادامه و جريان داشته است ; بعد از اين هم خواهد داشت و بهانه آن هم يادآوري خاطره عاشوراست .

بيان ماجراي عاشورا فقط بيان يك خاطره نيست . بلكه بيان حادثه اي است كه ـ همان طور كه در آغاز سخن عرض شد ـ داراي ابعاد بي شمار است . پس يادآوري اين خاطره در حقيقت مقوله اي است كه مي تواند به بركات فراوان و بيشماري منتهي شود. لذا شما ملاحظه مي كنيد كه در زمان ائمه عليهم السلام قضيه گريستن و گرياندن براي امام حسين عليه السلام براي خود جايي دارد. مبادا كسي خيال كند كه در زمينه فكر و منطق و استدلال ديگر چه جايي براي گريه كردن و اين بحثهاي قديمي است ! نه ! اين خيال باطل است . عاطفه به جاي خود و منطق و استدلال هم به جاي خود هر يك سهمي در بناي شخصيت انسان دارد.

خيلي از مسائل است كه بايد آنها را با عاطفه و محبت حل كرد و در آنها جاي منطق و استدلال نيست . شما اگر در نهضتهاي انبيا ملاحظه كنيد خواهيد ديد وقتي كه پيغمبران مبعوث مي شدند در وهله اول كه عده اي دور آنها را مي گرفتند عامل اصلي منطق و استدلال نبود.

در وهله اول حركت حركتي احساسي و عاطفي است . البته در خلال هر احساسي كه صادق باشد يك برهان فلسفي وجود دارد. اما بحث سراين است كه نبي وقتي مي خواهد دعوت خود را شروع كند استدلال فلسفي مطرح نمي سازد; بلكه احساس و عاطفه صادق را مطرح مي كند. اول توجه را به ظلمي كه در جامعه جاري است ; اختلاف طبقاتي اي كه وجود دارد و فشاري كه « انداد الله » از جنس بشر و شياطين انس بر مردم وارد مي كنند معطوف مي سازد. اين همان عواطف و احساسات است . البته بعد كه حركت وارد جريان معقول و عادي خود شد نوبت استدلال منطقي هم مي رسد.

حادثه عاشورا در ذات و طبيعت خود يك درياي خروشان عواطف صادق است . يك انسان والا، پاك، منور و بدون ذره اي شائبه ترديد در شخصيت ملكوتي والاي او، براي هدفي كه همه منصفين عالم در صحت آن كه مبتني بر نجات جامعه از چنگ ظلم و جور و عدوان است متفقند حركت شگرفش را آغاز مي كند فلسفه حركت خود را مقابله با جور قرار مي دهد بحث بر سر مقدسترين هدفهاست كه همه منصفين عالم آن را قبول دارند. چنان انساني در راه چنين هدفي دشوارترين مبارزه را تحمل ميکند.

دشوارترين مبارزه مبارزه غريبانه است . كشته شدن در ميان هياهو و هلهله دوستان و تحسين عامه مردم چندان دشوار نيست . چنان كه در يكي از جنگهاي صدر اسلام وقتي كه دو لشكر حق و باطل در مقابل هم صف كشيدند و پيغمبر از سپاهيان خود پرسيد : چه كسي حاضر است به ميدان برود و فلان جنگجوي معروف سپاه دشمن را از پاي درآورد جواني از سپاهيان اسلام داوطلب شد. پيغمبر دستي بر سر او كشيد و او را بدرقه كرد. مسلمانان هم برايش دعا كردند و او به ميدان نبرد رفت جهاد كرد و كشته شد. اين يك نوع كشته شدن و جهاد كردن است . نوع ديگر جهاد كردن جهادي است كه وقتي انسان به سمت ميدان نبرد مي رود آحاد جامعه نسبت به او يا منكرند يا غافلند يا كناره مي جويند و يا در مقابلش مي ايستند. كساني هم كه قلبا وي را تحسين مي كنند ـ و تعدادشان كم است ـ جرات ندارند زباني به تحسينش بپردازند. حتي كساني مانند « عبدالله بن عباس » و « عبدالله بن جعفر » كه خودشان جزو خاندان بني هاشم و از همين شجره طيبه اند جرات نمي كنند در مكه يا مدينه بايستند فرياد بزنند و به نام امام حسين عليه السلام شعار بدهند. چنين مبارزه اي غريبانه است و مبارزه غريبانه سخت ترين مبارزه هاست . همه با انسان دشمن . همه از انسان رويگردان . در مبارزه امام حسين عليه السلام حتي برخي از دوستان هم معترض اند. چنان كه به يكي از آنها فرمود : « بيا به من كمك كن . » و او به جاي كمك اسبش را براي حضرت فرستاد و گفت : « از اسب من استفاده كن!»  

غربت از اين بالاتر و مبارزه از اين غريبانه تر ! آن وقت در اين مبارزه غريبانه عزيزترين عزيزانش در مقابل چشمش قرباني شوند. پسرانش، برادرزاده هايش، برادرانش و پسرعموهايش ; اين گلهاي بني هاشم پرپر شوند و در مقابلش روي زمين بريزند و حتي كودك شش ماهه اش هم كشته شود!

علاوه بر همه اين مصيبتها مي داند به مجرد اين كه جان از جسم مطهرش خارج شود عيالات بي پناه و بي دفاعش مورد تهاجم قرار خواهند گرفت . مي داند كه گرگهاي گرسنه به دختران خردسال و جوانش حمله ور مي شوند دلهاي آنها را مي ترسانند; اموال آنها را غارت مي كنند; آنها را به اسارت مي گيرند و مورد اهانت قرار مي دهند. مي داند كه به دختر والاي اميرالمومنين عليه السلام زينب كبري سلام الله عليها كه جزو شخصيتهاي بارز دنياي اسلام است جسارت مي كنند. اينها را هم مي داند.

بر همه اينها تشنگي خود و اهل و عيالش را اضافه كنيد : كودكان خردسال تشنه . دختر بچه ها تشنه . پيرها تشنه . حتي كودك شيرخواره تشنه . مي توانيد تصور كنيد كه اين مبارزه چقدر سخت است انساني چنان والا پاك مطهر و منور كه ملائكه آسمان براي تماشاي جلوه او بر يكديگر سبقت مي گيرند و آرزومند تماشاي حسين بن علي عليه السلام هستند تا به او متبرك شوند; انساني كه انبيا و اوليا آرزوي مقام او را مي كنند در چنان مبارزه اي و با چنان شدت و محنتي به شهادت مي رسد. شهادت چنين شخصيتي حادثه اي شگرف است . كدام انساني است كه عاطفه اش از اين حادثه جريحه دار نشود ! كدام انساني است كه اين حادثه را بشناسد و بفهمد و نسبت به آن دلبسته نشود؟

يك وقت است كه كسي از داشتن نعمتي بي بهره است و در مقابل نعمت نداشته از او سوالي هم نمي شود. اما يك وقت كسي از نعمتي بهره مند است و از آن نعمتي كه دارد از وي سوال مي شود. يكي از بزرگترين نعمتها نعمت خاطره و ياد حسين بن علي عليه السلام ،يعني نعمت مجالس عزا ،نعمت محرم و نعمت عاشورا براي جامعه شيعي ماست . متاسفانه برادران غير شيعي ما از مسلمين خود را از اين نعمت برخوردار نكردند. اما مي توانند از اين نعمت بهره مند شوند و امكانش هم وجود دارد.

اكنون كه ذكر محرم و عاشورا و ياد و خاطره امام حسين عليه السلام در بين ما رايج است از اين ذكر و خاطره و جلسات بزرگداشت چه استفاده اي بايد كرد و شكر اين نعمت چيست؟ اين همان مطلبي است كه مي خواهم   مطرح كنم .

اين نعمت عظيم دلها رابه منبع جوشش ايمان اسلامي متصل مي كند. كاري مي كند كه در طول تاريخ كرد و ستمگران حاكم از عاشورا ترسيدند و از وجود قبر نوراني امام حسين عليه السلام واهمه داشتند. ترس از حادثه عاشورا و شهداي آن از زمان خلفاي بني اميه شروع شده و تا زمان ما ادامه يافته است و شما يك نمونه اش را در دوران انقلاب خودمان ديديد. در گزارشهاي برجا مانده از آن رژيم منحوس اشارتها بلكه صراحتهايي وجود دارد كه نشان مي دهد آنها با فرارسيدن محرم دست و پايشان را حسابي گم مي كردند. اين يك نمونه از جلوه هاي نعمت ماه محرم و مجالس ذكر و ياد امام حسين عليه السلام است كه شما ديديد. لذا هم مردم و هم روحانيون بايد از اين نعمت استفاده كنند. استفاده مردم اين است كه به مجالس عزاداري سيدالشهدا عليه السلام دل ببندند و اين مجالس را ـ در سطوح مختلف ـ هرچه مي توانند بيشتر اقامه كنند. مردم بايد مخلصانه و براي استفاده در مجالس عزاداري حسيني شركت كنند; نه براي وقت گذراندن يا به صورت عاميانه اي فقط به عنوان ثواب اخروی مسلما شركت در مجالس مذكور ثواب اخروي دارد; اما ثواب اخروي مجالس عزا از چه ناحيه و به چه جهت است ؟ مسلما مربوط به جهتي است كه اگر آن جهت نباشد ثواب هم نيست . بعضي از مردم متوجه اين نكته نيستند.

 همه بايد در اين مجالس شركت كنند قدر مجالس عزاداري را بدانند از اين مجالس استفاده كنند و روحا و قلبا اين مجالس را وسيله اي براي ايجاد ارتباط و اتصال هرچه محكم تر ميان خودشان و حسين بن علي عليه السلام خاندان پيغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند. اين از وظايفي كه در اين خصوص مربوط به مردم است .

و اما در ارتباط با وظايف ،روحانيون مساله دشوارتر است . چون قوام مجالس عزا به اين است كه عده اي دور هم جمع شوند و يك فرد روحاني با حضور يافتن در ميان آنها اقامه عزا كند تا ديگران از اقامه عزاي او مستفيد شوند. يك روحاني چگونه اقامه عزا خواهد كرد؟ اين سوال من از همه كساني است كه نسبت به چنين قضيه اي احساس مسووليت مي كنند. به اعتقاد بنده مجالس عزاداري حسيني بايد از سه ویژگی  برخوردار باشد :

1. ویژگی اول چنين مجالسي باید محبت به اهل بيت عليهم السلام را زياد كند. چون رابطه عاطفي يك رابطه بسيار ذي قيمت است . شما روحانيون بايد كاري كنيد كه محبت شركت كنندگان در مجالس مذكور روزبه روز نسبت به حسين بن علي عليه السلام خاندان پيغمبر و مناشي معرفت الهي بيشتر شود. اگر شما خداي ناكرده در مجالس مذكور وضعي را به وجود آوريد كه مستمع يا فرد بيرون از آن فضا از لحاظ عاطفي به اهل بيت عليهم السلام نزديك نشد بلكه احساس دوري و بيزاري كرد نه فقط چنين مجالسي فاقد يكي از بزرگترين فوايد خود شده بلكه به يك معنا مضر هم بوده است . حال شما كه موسس يا گوينده چنين مجالسي هستيد ببينيد چه كاري مي توانيد بكنيد كه عواطف مردم براثر حضور در اين مجالس نسبت به حسين بن علي عليه السلام و اهل بيت پيغمبر عليهم افضل صلواه الله روزبه روز بيشتر شود.

2. ویژگی دوم بايد در اين مجالس، معرفت مردم نسبت به اصل حادثه عاشورا روشنتر و واضحتر گردد. اين طور نباشد كه ما در مجلس حسين بن علي عليه السلام به منبر برويم يا سخنراني كنيم اما حضار آن مجلس ـ به اين فكر فرو بروند كه « ما به اين مجلس آمديم و گريه اي هم كرديم ; اما براي چه؟ قضيه چه بود؟ چرا بايد براي امام حسين عليه السلام گريه كرد اصلا چرا امام حسين عليه السلام به كربلا آمد و عاشورا را به وجود آورد؟ » بنابراين به عنوان منبري يا سخنران بايد به موضوعاتي بپردازيد كه جوابگوي چنين سوالاتي باشد. بايد نسبت به اصل حادثه عاشورا معرفتي در افراد به وجود آيد.

3.سومين ویژگی لازم در اين مجالس، افزايش ايمان و معرفت ديني در مردم است . در چنين مجالسي بايد از دين نكاتي عنوان شود كه موجب ايمان و معرفت بيشتر در مستمع ومخاطب گردد. يعني سخنرانان و منبريها يك موعظه درست يك حديث صحيح بخشي از تاريخ آموزنده درست تفسير آيه اي از قرآن يا مطلبي از يك عالم و دانشمندبزرگ اسلامي را در بيانات خود بگنجانند و به سمع شركت كنندگان در اين مجالس برسانند. اين طور نباشد كه وقتي بالاي منبر مي رويم يك مقدار لفاظي كنيم و حرف بزنيم و اگر احيانا مطلبي هم ذكر مي كنيم مطلب سستي باشد كه نه فقط ايمانها را زياد نمي كند بلكه به تضعيف ايمان مستمعين مي پردازد. اگر اين طور هم شد ما از جلسات مذكور به فوايد و مقاصد مورد نظر نرسيده ايم .

متاسفانه بايد عرض كنم كه گاهي چنين مواردي ديده مي شود. يعني بعضا گوينده اي در يك مجلس به نقل مطلبي مي پردازد كه هم از لحاظ استدلال و پايه مدرك عقلي يا نقلي سست است و هم از لحاظ تاثير در ذهن يك مستمع مستبصر و اهل منطق و استدلال ويرانگر است . مثلا در يك كتاب بعضي مطالب نوشته شده است كه دليلي بر كذب و دروغ بودن آنها نداريم . ممكن است راست باشد، ممكن است دروغ باشد. اگر شما آن مطالب را بيان كنيد ـ ولو مسلم نيست که خلاف واقع باشد ـ و با شنيدن آنها براي مستمعتان كه جوان دانشجو يا محصل يا رزمنده و يا انقلابي است ـ نسبت به دين سوال و مساله ايجاد مي شود و اشكال و عقده به وجود مي آيد نبايد آن مطالب را بگوييد. حتي اگر سند درست هم داشت ; چون موجب گمراهي و انحراف است نبايد نقل كنيد; چه رسد به اين كه اغلب اين مطالب مندرج در بعضي كتابها سند درستي هم ندارد. يك نفر از زبان ديگري مطلبي را مبني براين مي شنود كه من در فلان سفر فلان جا بودم كه فلان اتفاق افتاد. گوينده از روي مدرك يا بدون مدرك چنان مطلبي را مي گويد. شنونده هم آن را باور مي كند و در كتابي مي نويسد و اين كتاب به دست من و شما مي رسد. من و شما چرا بايد آن مطلب را كه نمي تواند در يك مجمع بزرگ براي ذهنهاي مستبصر و هوشيار و آگاه توجيه شود بازگو كنيم ! مگر هر مطلبي را هرجا نوشتند انسان بايد بخواند و بازگو كند !

امروز عموم جوانان كشور ـ از دختر و پسر گرفته تا زن و مرد و حتي غيرجوانان ـ ذهنشان باز است . اگر ديروز ـ قبل از انقلاب ـ جوانان دانشجو از اين ويژگي برخوردار بودند امروز مخصوص آنها نيست و همه مسائل را با چشم بصيرت و با استبصار نگاه مي كنند و مي خواهند بفهمند. يك بخش مهم از حادثه فرهنگي در جامعه امروز ما اين است كه اينها در معرض شبهات قرار مي گيرند. يعني دشمنان شبهه القا مي كنند. دشمنان هم نه ; منكرين فكر من و شما به القاي شبهه مي پردازند. مهم اين است كه مطلبي كه شما مي گوييد برطرف كننده شبهه باشد و آن را زياد نكند.

بعضي از افراد بدون توجه به اين مسووليت مهم به بالاي منبر مي روند و حرفي مي زنند كه نه فقط گره اي از ذهن مستمع باز نمي كند كه گره هايي هم به ذهن او مي افزايد. اگر چنين اتفاقي افتاد و ما در بالاي منبر حرفي زديم كه ده نفر جوان يا حتي يك نفر جوان در امر دين دچار ترديد شد و بعد از پاي سخنراني ما برخاست و رفت و ما هم او را نشناختيم بعدا چگونه مي شود جبران كرد؟ آيا اصلا قابل جبران است؟ آيا خدا از ما خواهد گذشت؟ قضيه مشكل است .

نمي گوييم همه منبرها بايد برخوردار از همه اين خصوصيات باشند و به همه موضوعات بپردازند; نه . شما اگر يك حديث صحيح از كتابي معتبر را نقل و همان را معنا كنيد كفايت مي كند. برخي منبريها بعضي اوقات يك حديث را آن قدر شاخ و برگ مي دهند كه معناي اصلي اش از بين مي رود. اگر شما يك حديث صحيح را براي مستمع خود درست معنا كنيد ممكن است بخش مهمي از آنچه را كه ما مي خواهيم داشته باشد. . اگر براي ذكر مصيبت كتاب « نفس المهموم » مرحوم « محدث قمي » را باز كنيد و از رو بخوانيد براي مستمع گريه آور است و همان عواطف جوشان را به وجود مي آورد. چه لزومي دارد كه ما به خيال خودمان براي مجلس آرايي كاري كنيم كه اصل مجلس عزا از فلسفه واقعي اش دور بماند !

من واقعا مي ترسم از اين كه خداي ناكرده در اين دوران كه دوران ظهور اسلام بروز اسلام تجلي اسلام و تجلي فكر اهل بيت عليهم الصلاه والسلام است نتوانيم وظيفه مان را انجام دهيم . برخي كارهاست كه پرداختن به آنها مردم را به خدا و دين نزديك مي كند. يكي از آن كارها همين عزاداريهاي سنتي است كه باعث تقرب بيشتر مردم به دين مي شود. اين كه امام فرمودند « عزاداري سنتي بكنيد » به خاطر همين تقريب است . در مجالس عزاداري نشستن روضه خواندن گريه كردن به سروسينه زدن و مواكب عزا و دسته هاي عزاداري به راه انداختن از اموري است كه عواطف عمومي را نسبت به خاندان پيغمبر پرجوش مي كند و بسيار خوب است . در مقابل برخي كارها هم هست كه پرداختن به آنها كساني را از دين برمي گرداند.

بنده خيلي متاسفم كه بگويم در اين سه چهار سال اخير برخي كارها در ارتباط با مراسم عزاداري ماه محرم ديده شده است كه دستهايي به غلط آن را در جامعه ما ترويج كرده اند. كارهايي را باب مي كنند و رواج مي دهند كه هر كس ناظر آن باشد برايش سوال به وجود مي آيد.

به عنوال مثال در قديم الايام بين طبقه عوام الناس معمول بود كه در روزهاي عزاداري به بدن خودشان قفل مي زدند! البته پس از مدتي بزرگان و علما آن را منع كردند و اين رسم غلط برافتاد. اما باز مجددا شروع به ترويج اين رسم كرده اند و شنيدم كه بعضي افراد در گوشه و كنار اين كشور به بدن خودشان قفل مي زنند! اين چه كار غلطي است كه بعضي افراد انجام مي دهند!

قمه زدن نيز همين طور است . قمه زدن هم از كارهاي خلاف است . مي دانم عده اي خواهند گفت : « حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي آورد. » خواهند گفت : « شما به قمه زدن چه كار داشتيد عده اي مي زنند; بگذاريد بزنند! » نه نمي شود در مقابل اين كار غلط سكوت كرد. اگر به گونه اي كه طي چهار پنج سال اخير قمه زدن را ترويج كردند و هنوز هم مي كنند در زمان حيات مبارك امام رضوان الله عليه ترويج مي كردند قطعا ايشان در مقابل اين قضيه مي ايستادند.

كار غلطي است كه عده اي قمه به دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزند. اين كار را مي كنند كه چه بشود ! كجاي اين حركت عزاداري است؟! البته دست بر سر زدن به نوعي نشانه عزاداري است . شما بارها ديده ايد كساني كه مصيبتي برايشان پيش مي آيد برسروسينه خود مي كوبند. اين نشانه عزاداري معمولي است . اما شما تا به حال كجا ديده ايد كه فردي به خاطر رويكرد مصيبت عزيزترين عزيزانش با شمشير برمغز خود بكوبد و از سر خود خون جاري كند ! كجاي اين كار عزاداري است !

 قمه زدن سنتي جعلي است. از اموري است كه مربوط به دين نيست و بلاشك خدا هم از انجام آن راضي نيست . علماي سلف دستشان بسته بود و نمي توانستند بگويند « اين كار غلط و خلاف است». امروز روز حاكميت اسلام و روز جلوه اسلام است . نبايد كاري كنيم كه آحاد جامعه اسلامي برتر يعني جامعه محب اهل بيت عليهم السلام كه به نام مقدس ولي عصر ارواحنافداه به نام حسين بن علي عليه السلام و به نام اميرالمومنين عليه الصلاه والسلام مفتخرند در نظر مسلمانان و غيرمسلمانان عالم به عنوان يك گروه آدمهاي خرافي بي منطق معرفي شوند. من حقيقتا هر چه فكر كردم ديدم نمي توانم اين مطلب ـ قمه زدن ـ را كه قطعا يك خلاف و يك بدعت است به اطلاع مردم عزيزمان نرسانم . اين كار را نكنند. بنده راضي نيستم . اگر كسي تظاهر به اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند من قلبا از اوناراضي ام . اين را من جدا عرض مي كنم . يك وقت بود در گوشه و كنار چند نفر دور هم جمع مي شدند و دور از انظار عمومي مبادرت به قمه زني مي كردند و كارشان تظاهر ـ به اين معنا كه امروز هست ـ نبود. كسي هم به خوب و بد عملشان كار نداشت ; چرا كه در دايره محدودي انجام مي شد. اما يك وقت بناست كه چند هزار نفر ناگهان در خياباني از خيابانهاي تهران يا قم يا شهرهاي آذربايجان و يا شهرهاي خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشير برسر خودشان ضربه وارد كنند. اين كار قطعا خلاف است . امام حسين عليه السلام به اين معنا راضي نيست . من نمي دانم كدام سليقه هايي و از كجا اين بدعتهاي عجيب و خلاف را وارد جوامع اسلامي و جامعه انقلابي ما مي كنند !

اخيرا يك بدعت عجيب و غريب و نامانوس ديگر هم در باب زيارت درست كرده اند! بدين ترتيب كه وقتي مي خواهند قبور مطهر ائمه عليهم السلام را زيارت كنند از در صحن كه وارد مي شوند روي زمين مي خوابند و سينه خيز خود را به حرم مي رسانند! شما مي دانيد كه قبر مطهر پيغمبر صلواه الله عليه و قبور مطهر امام حسين امام صادق موسي بن جعفر امام رضا و بقيه ائمه عليهم السلام را همه مردم ايضا علما و فقهاي بزرگ در مدينه و عراق و ايران زيارت مي كردند. آيا هرگز شنيده ايد كه يك نفر از ائمه عليهم السلام و يا علما وقتي مي خواستند زيارت كنند خود را از در صحن به طور سينه خيز به حرم برسانند ! اگر اين كار مستحسن و مستحب بود و مقبول و خوب مي نمود بزرگان ما به انجامش مبادرت مي كردند. اما نكردند. حتي نقل شد كه مرحوم آيت الله العظمي آقاي بروجردي رضوان الله تعالي عليه آن عالم بزرگ ومجتهد قوي و عميق و روشنفكر عتبه بوسي را با اين كه شايد مستحب باشد منع مي كرد. احتمالا استحباب بوسيدن عتبه در روايت وارد شده است . در كتب دعا كه هست . به ذهنم اين است كه براي عتبه بوسي روايت هم وجود دارد. با اين كه اين كار مستحب است ايشان مي گفتند « انجامش ندهيد تا مبادا دشمنان خيال كنند سجده مي كنيم ; و عليه شيعه تشنيعي درست نكنند. » اما امروز وقتي عده اي وارد صحن مطهر علي بن موسي الرضا عليه الصلاه والسلام مي شوند خود را به زمين مي اندازند و دويست متر راه را به طور سينه خيز مي پيماند تا خود را به حرم برسانند! آيا اين كار درستي است نه ; اين كار غلط است . اصلا اهانت به دين و زيارت است . چه كسي چنين بدعتهايي را بين مردم رواج مي دهد نكند اين هم كار دشمن باشد ! اينها را به مردم بگوييد و ذهنها را روشن كنيد.

دين، منطقي است . اسلام، منطقي است و منطقي ترين بخش اسلام تفسيري است كه شيعه از اسلام دارد; تفسيري قوي . متكلمين شيعه هر يك در زمان خود مثل خورشيد تابناكي مي درخشيدند و كسي نمي توانست به آنها بگويد « شما منطقتان ضعيف است ». اين متكلمين چه از زمان ائمه عليهم السلام ـ مثل « مومن طاق » و « هشام بن حكم » ـ چه بعد از ائمه عليهم السلام ـ مثل « بني نوبخت » و « شيخ مفيد » ـ و چه در زمانهاي بعد ـ مثل مرحوم « علامه حلي » ـ فراوان بوده اند. ما اهل منطق و استدلاليم . شما ببينيد درباره مباحث مربوط به شيعه چه كتب استدلالي قوي اي نوشته شده است ! كتابهاي مرحوم « شرف الدين » و نيز « الغدير » مرحوم « علامه اميني » در زمان ما سرتاپا استدلال بتون آرمه و مستحكم است . تشيع اين است يا مطالب و موضوعاتي كه نه فقط استدلال ندارد بلكه « اشبه شي بالخرافه » است ! چرا اينها را وارد مي كنند ! اين خطر بزرگي است كه در عالم دين و معارف ديني مرزداران عقيده بايد متوجهش باشند.

البته: عده اي وقتي اين حرف را بشنوند مطمئنا از روي دلسوزي خواهند گفت « خوب بود فلاني اين حرف را امروز نمي زد». نه ; من بايستي اين حرف را مي زدم . من بايد اين حرف را بزنم . بنده مسووليتم بيشتر از ديگران است . البته آقايان هم بايد اين حرف را بزنند. شما آقايان هم بايد بگوييد. امام بزرگوار خطشكني بود كه هرجا انحرافي در نكته اي مشاهده مي كرد با كمال قدرت و بدون هيچ ملاحظه اي بيان مي فرمود. اگر اين بدعتها و خلافها در زمان آن بزرگوار مي بود يا به اين رواج مي رسيد بلاشك مي گفت . البته عده اي هم كه به اين مسائل دل بسته اند متأذی خواهند شد كه چرا فلاني به موضوع مورد علاقه ما اين طور بي محبتي كرد و با اين لحن از آن ياد نمود. آنها هم البته اغلب مردمان مومن و صادق و بي غرضي هستند; اما اشتباه مي كنند. وظيفه بزرگي كه آقايان روحانيون و علما در هر بخش و هرجا كه هستيد بايد برعهده داشته باشيد همانهاست كه عرض شد. مجلس عزاي حسين عليه الصلاه والسلام مجلسي است كه بايد منشأ معرفت و محل جوشش آن سه ويژگي كه عرض كرديم باشد.

اميدواريم كه خداوند متعال شما را موفق بدارد تا آنچه را كه موجب رضاي پروردگار است با قدرت، با شجاعت، با تلاش و با جد و جهد پيگيري و بيان كنيد و ان شاء الله وظيفه خودتان را به انجام برسانيد.

                                                                                 والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته .

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

 شور و عشق نهفته در باغ عرفان نينوا، همان مفتاح الفتوحي بود كه از پس قرنها، روزني به اميد گشود، انفجاري از نور بود كه دل تاريكي‌ها را شكافت و ديو بدسرشت را لگدکوب نهضتی ماندگار نمود که آغازش از کربلا بود و علمدارش پیرجماران ، محرم 57 مبداء بیداری تمامی فریادهای خاموش بود از دل تاریخ ، تاریخی که  ریشه در غدیر داشت و توان از عاشورا گرفته بود، عاشورائی که شعور را هویتی دوباره بخشید وحیات را شعوری دیگر ، شعوری که مردان و زنانی از جنس شرافت و آزادگی را به حضوری بالنده در آستانه ظهور فراخوانده بود ، ظهوری که آرمانش را پاس میداریم و پاس خواهیم داشت به امیدآنکه ...             

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

 

    ظهر بود و آفتاب به سجده افتاده، عريان بر همه ميتابيد،هيچ چيز پنهان نبود، تمامي باطل و شقاوت در مقابل تمامي حق و لطافت ، بادي نمي وزيد، آب آرام گرفته بود، ديگر سينه به ساحل معركه نمي كوبيد و جاري بود،همچون اشك‌هاي خواهر بيصدا و پاندوهبار، اما همچنان تشنه بوسيدن لبهاي شقايق بود،تيرها كه تاب ماندن در چله كمان را نداشتند نشسته بر پيكرهفتادو دو لاله عاشق خون گريه ميكردند ، آتش تن به خيمه‌ها سپرده بود و شعله ميكشيد و ميسوخت از اينهمه بدعهدي و پيمان شكني ، زمان پشت تلي از خاك ميديد خنجري آخته از كينه و جهل ميبرد از غفا حنجر حقيقت را و آسمان ميكاويد زمين را از ميان آنهمه دود تا بيابد مصباح هدايت را و خون همچنان جاري بود و در تجلی تا...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 
 

«ألسّلامُ عَلَیک یَا أبا عَبدِاللَّه وَ عَلیَ الأروَاحِ الَّتي حَلَّت بِفِنائِک عَلَیکَ

مِنِّي سَلامُ اللَّهِ أبَداً مَا بَقِِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیلِ وَالنَّهار وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ

آخِرَالعَهدِ مِنِّی لِزِیارَتِکُم السُّلامُ عَلَی الحُسَین وَ

عَلَی عَلي بنِ الحُسَین وَ عَلَی أولادِ الحُسَین وَعَلَی أصحَابِ الحُسَین»

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

     

آن روز چشم و گوش تاريخ آماده  ديدن و شنيدن بود تا آن آمدگان از صحراي عرفات و رستگان از ذبح اسماعيل درون ، دست بيعت حق را بوسه زنند و عطش جان را به زمزم ولايت فرو نشانند و كاروان رسالت را به سر منزل مقصود رسانند و سر سجده بر فرمان الهي فرود آرند و خويش را از خرده خواهش‌هاي مانده از خاك برهانند و اخلاص و عبوديت خود را بر معبود يگانه عرضه دارند و بر مائده‌هاي رسيده از افلاك دست يابند ، آن روز، روز امتحان بود ، امتحان از آنچه كه پيامبر(ص) به ايشان آموخته بود ، آموخته‌هائي كه بارها و بارها همراه نبي مكرم اسلام، گام به گام تمرين كرده بودند ، آن روز ، روز اتمام حجت بود براي همه ، روز پرده برداري از كعبه عشق و عقل ناب ، همه جمع بودند تا يكدل و يكرنگ ، حج خود را تمام كنند، امّا ...

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین 

دوباره شمع عاشورا روشن شد       ای پروانه های عاشق کجائید

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 
يك نظري ، يك حرفي ، صدائي ، ندائي ، نقي و نوقي
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

بنام خدا

            

       بررسی اوضاع کنونی ایران اسلامی و رخدادهای منطقه ای و فرا منطقه ای حاکی از ظهور و بروز بشارتهائی است که خداوند منان تحقق آنها را به صابرین مومن وعده داده است وعده هائی که حامل ارزشهای معتبر و پایدار معنوی است ارزشهائی که تکثیر تحول آفرین آنها در اذهان و افکار دیگر انسانها دل سیاه و شیطانی مستکبرین جهانخوار را به سختی بدرد آورده و می آزارد ارزشهائی که خواب را از چشم دشمنان ربوده و دل آزاداندیشان را به رهائی و رستگاری انسان از بند بردگی جسمی و فکری امیدوار نموده و عظمت انسان الهی را پدیدارساخته است عظمتی که قدرتهای پوشالی را علیرغم داشتن عده و عده فراوان مقهور قدرت خویش نموده است کسب موفقیت های علمی، فنی ، نظامی و سیاسی ایران در عرصه های داخلی و خارجی و اعتراف دشمنان به نفوذ مقتدرانه ایران در سطح منطقه و جهان ،  شکست پی درپی سیاست های مزورانه امریکا و همفکرانش در مقابله با امواج توفنده انقلاب اسلامی ایران ،  شکست مفتضحانه حزب "جرج بوش"  ریاست جمهوری امريكادر انتخابات، خروج دیپلمات جنگ طلب "جان بولتن" از سازمان ملل و اعتراف كوفي عنان به نقض حقوق بشر و يكجانبه گرائي امريكا، تظاهرات اكثريت مردم لبنان با هدايت"حزب الله " علیه دولت وابسته فوادسینیوره و افشاء اقدامات ضدانسانی فالانژیستها ،ايجاد تفرقه و جنجال در ميان هم پيمانان رژيم غاصب اسرائيل بعلت اظهارات اولمرت مبني بر داشتن سلاح هسته‌اي ،  برگزاری همایش بین المللی " هولوکاست" علیرغم تلاش همه جانبه لابی جهانی صهیونیزم و بسیاری وقایع کوچک و بزرگ ديگر كه همگی نشان از بشارتهای بزرگتری است که در راهند.   مقام معظم فرماندهی کل قوا آنجا كه مي فرمايند« سلطه گران جهانی باید این نکته را درک کنند که قرن بیست ویکم برخلاف قرن 19و20 دوران شکسته شدن طلسم سیاست های استعماری و قرن"معنویت،استقلال و بازگشت ملتها به هویت و اصالت ملی" است و هر قدرتی در مقابل این واقعیت بایستد شکست خواهد خورد .» به همين نکته اشاره داشته و دارد  لذا حضور گسترده امت قهرمان ايران اسلامی در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و ... شکر نعمتی است که مانند هميشه فزونی نعمات الهي و برکات بسیاری را به همراه خواهد داشت ، نمايش‌توان دفاع مردمي در قالب بسيج واجراي رزمايش‌هاي مختلف در ماه‌هاي اخير و شرکت فراگیر وپرنشاط مردم در انتخابات بیست و چهارم آذرماه عرصه هائي بودند که بار دیگر صورت دشمنان را از سیلی ملت ایران سرخ كرد و توطئه های آنها را در ترسیم فضای یاس آلود و ایجاد رعب و شکاف بین صفوف متحد مردم و مسئولان را با شکست مواجه نموده و همواره خواهد كرد  اما ضروري است كه بدانيم هیچیک از این توفیقات نباید موجب غفلت شود چرا که كيد و فتنه انگيزي دشمنان توهم نبوده و دائمي است

دسيسه‌هائي مانند مانع تراشي در راه دستیابی ایران به فن آوریهای روز دنیا، تغییر راهبرد دفاعی سازمان ناتو به راهبرد تهاجمی ، بهره گیری از ابزارهای جنگ نرم مانند ایجاد تضاد میان جریان های بومی ، اوج گیری عملیات کور تفکر بعثی-تکفیری و قتل‌عام مردم بي دفاع عراق ، عدول موقت امريكا از سیاست هویج-چماق در قبال ايران و گسترش حضور نظامی آن در منطقه و تشکیل کمربند نظامی امنیتی در اطراف ایران و رجز خواني‌هاي تهديد آمير ، تقویت مالی جریانهای مخالف در قالب مسائل فرهنگی اجتماعی ، افزایش فشارهای سیاسی اقتصادی به کشورهائی  که روابط تجاری و دیپلماتیک با ایران دارند و  غيره  همه  بیانگر این مطلب است که دشمن هزار رنگ حق و حقیقت ، در جهت ایجاد تحول مطلوب و اثر بخش در معماری سیاسی کشورهای ناهماهنگ با سیاست های  منطقه ای و جهاني استكبار امریکا از فکر توطئه همه جانبه علیه راهبردهای کفرستیز ایران اسلامی بعنوان تنها مانع مهم در برابر هژوموني و تماميت خواهي امريكا از هیچ دسیسه ای فروگذار نخواهد کرد ،  لذا بر ماست که با توکل به نیروی لایزال الهی با چشمانی باز و گوش بفرمان ولايت و قلبي آكنده از اميد ، توطئه ها را رصد و ابتر نمائیم، میوه صبر و پایداری مومنانه بسی شیرین و خوشگوار خواهد بود.

       

                                                                                     انشالله

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 
سالروز شهادت دريادلان نيروي دريائي ارتش جمهوري اسلامي ايران گرامي باد
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

 

انتخاب

حق شماست

از حق خود خردمندانه استفاده كنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  | 

تظاهرات مردم مسلمان وغیرتمند ترکیه در اعتراض به سفر پاپ واقعا ستودنی است فقط امیدوارم که پاپ از این سفر صرفنظر کند چون بعدا مردم پاک و نجیب ترکیه باید کل کشور ترکیه را آبکشی کنند و نجاست حضور او را در خاک مسلمین برطرف کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط عبدالله اگر خدا بخواهد  |